پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۷۸۹

ز انقلاب جسم‌، دل بر ساز وحشت هاله نیست

سنگ هرچند آسیا گردد، شرر جواله نیست

درگلستانی که داغ عشق منظور وفاست

جز دل فرهاد و مجنون هر چه‌ کاری لاله نیست

پرتو هر شمع‌، در انجام‌، دودی می‌کند

کاروان ‌گر خود همه رنگ است‌، بی‌دنباله نیست

عذر مستان گر فسون سامری باشد چه سود

محتسب خرکره است‌، ای بیخودان‌گوساله نیست

از غبار کسوت آزادند مجنون‌طینتان

غیر طوق قمری اینجا یک‌ گریبان هاله نیست

صورت دل بسته‌ایم‌، از شرم باید آب شد

هیچ تدبیری حریف انفعال ژاله نیست

سرمه‌ جوشانده‌ ست ‌عشق‌ ، از ما تظلم‌ حرف ‌کیست

در نیستانی ‌که آتش دیده باشد ناله نیست

هرکجا جوش جنون دارد تب سودای عشق

بیدل این‌نه آسمان سرپوش یک تبخاله نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۷۹۱آزادگی‌، غبار در و بام خانه نیست
  2. غزل شمارهٔ ۷۹۲این‌زمان یک طالب‌مستی درین میخانه نیست
  3. غزل شمارهٔ ۷۹۳محرم حسن ازل اندیشهٔ بیگانه نیست
  4. غزل شمارهٔ ۷۹۴صاف‌طبعان را غمی از خار خارکینه نیست
  5. غزل شمارهٔ ۷۹۵طاس این نرد اختیاری نیست
  6. غزل شمارهٔ ۷۹۶از ره و منزل تحقیق اگر دوری نیست
  7. غزل شمارهٔ ۷۹۷فریاد که در عالم تحقیق‌ کسی نیست
  8. غزل شمارهٔ ۷۹۸سرو چمن دل الف شعلهٔ آهیست
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.