پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۷۷۸

در خیال مزن فهم خویش سازتو نیست

چو شمع جیب‌تو جز بوتهٔ‌گداز تو نیست

زکارگاه خیالت کسی چه پرده درد

که فطرت توهم از محرمان رازتو نیست

به غیر نیستی از اعتبار عالم رنگ

به هرچه فخرکنی باب امتیازتو نیست

زدستگاه تصنع تری به آب مبند

حقیقتی‌که تو داری به جز مجاز تو نیست

به سایه نیز ندارد غرور خاک حساب

نشیب هرچه‌کنی فهم جزفرازتونیست

به غیر سجده ز خاک ضعیف منفعلی‌ست

ز جست وخیز برآ این قدر نماز تو نیست

تردد دو جهان آرزوی مقصد خلق

به‌عرصه‌ای‌ست‌که یک‌گام هرزه‌تاز تو نیست

به پردهٔ تپش دل هراز مضراب است

توگر نفس نزنی دهر نغمه‌سازتو نیست

زچشم بستن خود غافلی‌، امل تا چند

حریف نیم‌گره رشتهٔ دراز تو نیست

ز اختیار درین بزم دم مزن بیدل

جهان‌، جهان نیاز است‌، جای ناز تو نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۷۸۰تو آفتاب و جهان جزبه جستجوی تو نیست
  2. غزل شمارهٔ ۷۸۱نور دل در کشور آیینه نیست
  3. غزل شمارهٔ ۷۸۲راحت‌ کجاست گر دلت‌ از خویش رسته نیست
  4. غزل شمارهٔ ۷۸۳رنگم درین چمن به هوس پر زننده نیست
  5. غزل شمارهٔ ۷۸۴مبتذل صبح و شام تازگی‌ آرنده نیست
  6. غزل شمارهٔ ۷۸۵در تکلم از ندامت هیچ‌کس آسوده نیست
  7. غزل شمارهٔ ۷۸۶با دل تنگ است‌کار اینجا ز حرمان چاره نیست
  8. غزل شمارهٔ ۷۸۷خط‌خوبان هم‌،حریف طبع وحشت‌پیشه نیست
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.