پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۸۳

کو خلوت و چه انجمن آثار جاه اوست

هرجا مژه بلندکنی بارگاه اوست

دل را برون زخود همه یک‌گام رفتنی‌ست

گر برق ناله نیست نگه شمع راه اوست

اقبال خاکسار محبت ز بس رساست

گرد شکسته نیز درتن ره‌کلاه اوست

ای بی‌خبر ز صافدلان احتراز چیست

زنگی‌ست آنکه آینه روز سیاه اوست

تا راه عافیت سپری‌، مشق عجزکن

آتش همان شکستن رنگش پناه اوست

از ریشه‌کاریِ دل وحشت ثمر مپرس

هرجا، ز خود برآمده‌ای هست‌، آه اوست

زان دم‌که مه به نسبت رویت مقابل است

باریکی هلال لب عذرخواه اوست

مشکل‌که دل شکیبد از آیینه‌داریش

خورشید هم ز هاله‌پرستان ماه اوست

حسرت شهیدی‌ام به هوس داغ‌ کرده است

در خاک و خون سری ‌که ندارم به راه اوست

امشب عیار حسرت بیدل‌ گرفته‌ایم

هر اشک بوته‌ای زگداز نگاه اوست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۸۵بسکه راز عجز ما بالید پنهان زیر پوست
  2. غزل شمارهٔ ۶۸۶سعی ناپیدا و حسرتها دویدن آرزوست
  3. غزل شمارهٔ ۶۸۷اوج جاه‌، آثارش از اجزای مهمل ریخته‌ست
  4. غزل شمارهٔ ۶۸۸به‌دست و تیغ‌کسی خون من حنابسته‌ست
  5. غزل شمارهٔ ۶۸۹چنین‌که نیک وبد ما به عجزوابسته‌ست
  6. غزل شمارهٔ ۶۹۰دل در قدم آبله پایان‌که شکسته‌ست
  7. غزل شمارهٔ ۶۹۱گردباد امروز در صحرا قیامت ‌کاشته‌ست
  8. غزل شمارهٔ ۶۹۲سخت‌ جانی از من محزون‌ که باور داشته‌ست
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.