پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۸۸

به‌دست و تیغ‌کسی خون من حنابسته‌ست

به حیرتم‌که عجب تهمت بجا بسته‌ست

ز جیب ناز خطش سر برون نمی‌آرد

ز بسکه عهد به خلوتگه حیا بسته‌ست

زه قبای بتی غنچه‌کرد دلها را

که حسنش ازرگ‌گل بند بر قبا بسته‌ست

غبار من همه تن بال حسرت است اما

ادب همان ره پرواز مدعا بسته‌ست

به وادی طلبت نارسایی عجزیم

که هرکه رفته زخود خویش را به‌ما بسته‌ست

امیدهاست که جز سجده‌ام نفرماید

کسی‌که خاصیت عجز برگیا بسته‌ست

تن از بساط حریرم چه‌گونه بندد طرف

که دل به سلسلهٔ نقش بوریا بسته‌ست

نگاه حسرتم و نیست تاب پروازم

که حیرت از مژه‌ام بال بر قفابسته‌ست

گداخت حیرت نقاش رنگ تصویرم

که‌نقش هستی من بی‌نفس چرا بسته‌ست

مگربه آتش دل التجا برم چوسپند

که بی‌زبانم وکارم به ناله وابسته‌ست

چو شمع تا به فنا هیچ‌جا نیاسایم

مرا سری‌ست‌که احرام نقش پا بسته‌ست

مگر ز زلف تو دارد طریق بست وگشاد

که بیدل اینهمه‌مضمون دلگشا بسته‌ست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۹۰دل در قدم آبله پایان‌که شکسته‌ست
  2. غزل شمارهٔ ۶۹۱گردباد امروز در صحرا قیامت ‌کاشته‌ست
  3. غزل شمارهٔ ۶۹۲سخت‌ جانی از من محزون‌ که باور داشته‌ست
  4. غزل شمارهٔ ۶۹۳تنها نه ذره دقت اظهار داشته‌ست
  5. غزل شمارهٔ ۶۹۴عجز ما چندین غبار از هرکمین برداشته‌ست
  6. غزل شمارهٔ ۶۹۵جایی‌که مرگ شهرت انجام داشته‌ست
  7. غزل شمارهٔ ۶۹۶صاحب خلق حسن‌،‌ گلها به دامن داشته‌ست
  8. غزل شمارهٔ ۶۹۷چون شمع اگر خلق پس و پیش گذشته‌ست
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.