پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۸۲

عالم طلسم وحشت چشم سیاه اوست

تا ذره‌ای‌ که می‌رمد از خود نگاه اوست

ماییم و پاسبانی خلوت‌سرای چشم

بیرون رو، ای نگاه‌! که این خوابگاه اوست

شبنم به نیم چشم زدن جوهر هواست

آزاده بیدلی‌که همان اشک آه اوست

بیتاب عشق اگر همه ریگ روان شود

تا سر بجاست آبلهٔ پا به راه اوست

از آه و ناله،‌ دل به غلط پی نمی‌برد

زین دشت هرچه‌گرد برآرد سپاه اوست

حیرت نگاه شوکت نومیدی خودم

کاین هفت‌عرصه‌، یک کف بی‌دستگاه اوست

در وادیی‌ که حسرت ما، آب می‌خورد

موج نگاه تشنه‌، هجوم گیاه اوست

با محرمان عجز، حوادث چه می‌کند

سرهای جیب الفت ما در پناه اوست

ته‌جرعهٔ شراب غروری است عجز ما

رنگ شکسته سایهٔ طرف ‌کلاه اوست

دلدار تا تو رفته‌ای از خود رسیده است

بیدل‌گذشتنی که همین شاهراه اوست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۸۴بسکه دارم غنچهٔ شوق توپنهان زیرپوست
  2. غزل شمارهٔ ۶۸۵بسکه راز عجز ما بالید پنهان زیر پوست
  3. غزل شمارهٔ ۶۸۶سعی ناپیدا و حسرتها دویدن آرزوست
  4. غزل شمارهٔ ۶۸۷اوج جاه‌، آثارش از اجزای مهمل ریخته‌ست
  5. غزل شمارهٔ ۶۸۸به‌دست و تیغ‌کسی خون من حنابسته‌ست
  6. غزل شمارهٔ ۶۸۹چنین‌که نیک وبد ما به عجزوابسته‌ست
  7. غزل شمارهٔ ۶۹۰دل در قدم آبله پایان‌که شکسته‌ست
  8. غزل شمارهٔ ۶۹۱گردباد امروز در صحرا قیامت ‌کاشته‌ست
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.