پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۷۷

بزم پیری کز قد خم‌گشتهٔ ما چنگ اوست

برق آه ناامیدی، شوری آهنگ اوست

دل به وحشت نه، که چرخ سفله فرصت‌دشمن است

روز و شب، یک جنبش مژگان چشم ‌تنگ اوست

وادی عجزی به پای بی‌خودی طی‌کرده‌ام

کز نفس تا ناله گشتن، عرض صد فرسنگ اوست

بیقرار شوق را چون موج نتوان دید سهل

شورش دریای امکان، یک شکست رنگ اوست

نسبت خاصی‌ست محو شعلهٔ دیدار را

حیرتی دارم که گر آیینه گردم ننگ اوست

دل عبث در بند تمکین خون طاقت می‌خورد

ای‌خوش آن مینا که یاد استقامت سنگ اوست

صاف‌دل هرگز غبار خویش ننماید به کس

آنچه درآیینهٔ روشن نبینی، زنگ اوست

دوری و نزدیکی از زیر و بم ساز دویی‌ست

هجر و وصلی نیست، اینجا پردهٔ نیرنگ اوست

عضوعضوم را خیالش مرغ دست‌آموز کرد

گر کند پرواز رنگم چون حنا در چنگ اوست

نیست جای عشق بیدل مسند فرزانگی

این شهنشاهی‌ست کز داغ جنون اورنگ اوست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۷۹شهید خنده زخمم ‌که تیغ‌ همدم اوست
  2. غزل شمارهٔ ۶۸۰غزال امن که الفت خیال مبهم است
  3. غزل شمارهٔ ۶۸۱قصر غناکه عالم تحقیق نام اوست
  4. غزل شمارهٔ ۶۸۲عالم طلسم وحشت چشم سیاه اوست
  5. غزل شمارهٔ ۶۸۳کو خلوت و چه انجمن آثار جاه اوست
  6. غزل شمارهٔ ۶۸۴بسکه دارم غنچهٔ شوق توپنهان زیرپوست
  7. غزل شمارهٔ ۶۸۵بسکه راز عجز ما بالید پنهان زیر پوست
  8. غزل شمارهٔ ۶۸۶سعی ناپیدا و حسرتها دویدن آرزوست
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.