پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۷۰

فردوس دل‌، اسیر خیال تو بودنست

عید نگاه‌، چشم به رویت‌ گشودنست

شادم به هجر هم ‌که به این یک دم انتظار

حرف لب توام ز تمنا شنودنست

معراج آرزوی دو عالم حضور من

یک سجده‌وار جبهه به پای تو سودنست

یاد فنا مرا به خیال تو داغ کرد

آه از پری ‌که شیشه به سنگ آزمودنست

آسان مگیر، دیدن تمثال ما و من

زنگ نفس‌ ز آینهٔ دل زدودنست

سرها فتاده است دین ره به هر قدم

از شرم پیش پا مژه‌ای خم نمودنست

داغ فشار غفلت ما هیچکس مباد

چشمی گشوده‌ایم‌که ننگ غنودنست

این است اگر حقیقت اقبال ناکسی

درحق ما عقوبت نفرین ستودنست

در دفتر محاسبهٔ اعتبار ما

بر هیچ یک دو صفر دگر هم فزودنست

بیدل غبار ما ز چه دامن جدا فتاد

بر باد رفته‌ایم و همان دست سودنست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۷۲پیوستگی به حق‌، ز دو عالم بریدنست
  2. غزل شمارهٔ ۶۷۳از میانش مو به موی ناتوانان جستجوست
  3. غزل شمارهٔ ۶۷۴بسکه مستان را به قدر میکشیها آبروست
  4. غزل شمارهٔ ۶۷۵نیست ایمن از بلا هر کس به فکر جستجوست
  5. غزل شمارهٔ ۶۷۶شوخی که جهان‌ گرد جنون نظر اوست
  6. غزل شمارهٔ ۶۷۷بزم پیری کز قد خم‌گشتهٔ ما چنگ اوست
  7. غزل شمارهٔ ۶۷۸بسکه اجزایم چمن‌پروردهٔ نیرنگ اوست
  8. غزل شمارهٔ ۶۷۹شهید خنده زخمم ‌که تیغ‌ همدم اوست
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.