پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۷۲

پیوستگی به حق‌، ز دو عالم بریدنست

دیدار دوست هستی خود را ندیدنست

آزادگی کزوست مباهات عافیت

دل را زحکم حرص وهوا واخریدنست

پرواز سایه جز به سر بام مهر نیست

از خود رمیدن تو، به حق آرمیدنست

چون موج‌کوشش نفس ما درتن محیط

رخت شکست خویش به ساحل‌کشیدنست

پامال غارت نفس سرد یأس نیست

صبح مراد ما که‌گلش نادمیدنست

بر هرچه دیده واکنی از خویش رفته‌گیر

افسانه‌وار دیدن عالم شنیدنست

تا حرص آب و دانه به دامت نیفکند

عنقا صفت به قاف قناعت خزیدنست

گر بوالهوس به بزم خموشان نفش‌کشد

همچون خروس بی‌محلش سر بریدنست

امشب ز بس‌که هرزه زبانست شمع آه

کارم چوگاز تا به سحر لب‌گزیدنست

آرام در طریقت ما نیست غیرمرگ

هنگامه گرم‌ساز نفسها تپیدنست

ما را به رنگ شمع درعافیت زدن

از چشم خود همین دو سه اشکی چکیدنست

سعی قدم‌کجا وطریق فناکجا

بیدل به خنجرنفس این ره بریدنست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۷۴بسکه مستان را به قدر میکشیها آبروست
  2. غزل شمارهٔ ۶۷۵نیست ایمن از بلا هر کس به فکر جستجوست
  3. غزل شمارهٔ ۶۷۶شوخی که جهان‌ گرد جنون نظر اوست
  4. غزل شمارهٔ ۶۷۷بزم پیری کز قد خم‌گشتهٔ ما چنگ اوست
  5. غزل شمارهٔ ۶۷۸بسکه اجزایم چمن‌پروردهٔ نیرنگ اوست
  6. غزل شمارهٔ ۶۷۹شهید خنده زخمم ‌که تیغ‌ همدم اوست
  7. غزل شمارهٔ ۶۸۰غزال امن که الفت خیال مبهم است
  8. غزل شمارهٔ ۶۸۱قصر غناکه عالم تحقیق نام اوست
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.