پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۰۴

یاد وصلی‌ کردم آغوش من دیوانه ‌سوخت

لاله‌سان از گرمی این می دل پیمانه سوخت

ناله‌ها رفت از دل و اِحرام آزادی نبست

پرتو خود را در اول شمع این‌ کاشانه سوخت

وقت رندی خوش که در ماتم‌سرای اعتبار

خرمن ‌هستی چو برق ‌از خندهٔ مستانه سوخت

دور دار از زلفش ای مشاطهٔ‌ گستاخ‌، دست

آتش این‌ دود نزدیک است خواهد شانه‌ سوخت

عشق هرجا در خیالِ مجلس‌آرایی نشست

هر دو عالم در چراغ کلبهٔ دیوانه سوخت

ما نه ‌تنها در شکنج جسم‌ گردیدیم خاک

ای بسا گنجی ‌که نقد خویش در ویرانه سوخت

اضطراب حال دل‌، ما را به حیرت داغ ‌کرد

آتش این خانه رخت ما برون خانه سوخت

دود هم دستی به دامان شرار ما نزد

آخر از بی‌ریشگی در مزرع ما دانه سوخت

تا سواد سطری از رمز وفا روشن شود

صد نفس باید به تحقیق پر پروانه سوخت

عالمی بیدل به‌ حرف یکدگر آرام باخت

غفلت ما هم دماغ خواب در افسانه سوخت

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۰۶بیتابی عشق این همه نیرنگ هوس ریخت
  2. غزل شمارهٔ ۴۰۷شب ‌که حیرت ‌با خیالت‌ طرح ‌قیل ‌و قال ریخت
  3. غزل شمارهٔ ۴۰۸زان اشک‌که چون شمع زچشم‌تر من ریخت
  4. غزل شمارهٔ ۴۰۹اشک از مژگان در این ویرانه نشکست و نریخت
  5. غزل شمارهٔ ۴۱۰زاهد،‌که‌بادش‌، آفت ایمان شکست و ریخت
  6. غزل شمارهٔ ۴۱۱د‌ی ترنگی از شکست ساغرم ‌کل ‌کرد و ریخت
  7. غزل شمارهٔ ۴۱۲بس که از طرز خرامت جلوهٔ مستانه ریخت
  8. غزل شمارهٔ ۴۱۳شوخ بی‌باکی‌که رنگ عیش هر کاشانه ریخت
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.