پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۱۳

شوخ بی‌باکی‌که رنگ عیش هر کاشانه ریخت

خواست‌ شمعی‌ بر فروزد آتشم‌ در خانه ریخت

فیض معنی درخور تعلیم هر بی‌مغز نیست

نشئه را چون باده نتوان در دل پیمانه ریخت

شد نفس از کار، اما عقدهٔ دل وانشد

این‌کلید از پیچ و تاب قفل ما دندانه ریخت

ای خوش آن رندی‌ که در خاک خرابات فنا

رنگ  آسایش‌ چو اشک ‌از لغزش ‌مستانه ریخت

اولین جوش بهار عشق می‌باشد هوس

بی‌خس‌ و خاشاک نتوان رنگ آتشخانه ریخت

شب خیال پرتو حسن تو زد بر انجمن

شمع چندان آب شد کز دیدهٔ پروانه ریخت

وحشتی‌ کردیم و جستیم از طلسم اعتبار

پرفشانی‌ گرد ما بیرون این ویرانه ریخت

گریهٔ بلبل پی تسخیر گل بیهوده است

بهر صید طایران رنگ‌، نتوان دانه ریخت

بادهٔ دردی‌ که ناموس دو عالم نشئه بود

شوخ‌چشمیهای اشک از بازی طفلانه ریخت

سر به صحرا دادهٔ نیرنگ سودای تو ام

می‌توان از مشت خاکم عالم دیوانه ریخت

گرد ناز از دامن گیسوی یار افشانده‌ام

از گداز من توان آبی به دست شانه ریخت

از دلم برداشت بیدل ناله مهر خامشی

اضطراب ریشه آب خلوت این دانه ریخت

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۱۵توخودشخص نفس‌خویی که بادل‌نیست پیوندت
  2. غزل شمارهٔ ۴۱۶چه خوش است اگر بود آنقدر هوس بلندی منظرت
  3. غزل شمارهٔ ۴۱۷ما و من ‌گم ‌گشت هرگه خواب شد هم‌بسترت
  4. غزل شمارهٔ ۴۱۸ای ذوق فضولی ز خود انداخته دورت
  5. غزل شمارهٔ ۴۱۹زهی ‌خمخانهٔ حیرت‌،‌کلام‌ هوش تسخیرت
  6. غزل شمارهٔ ۴۲۰چوگوید آینه‌ام شکر خوش معاشی حیرت
  7. غزل شمارهٔ ۴۲۱آمد ورفت نفس نیرنگ توفان بلاست
  8. غزل شمارهٔ ۴۲۲اضطراب نبض دل تمهید آهنگ فناست
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.