پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۹۶

عشق از خاک من آن روز که وحشت می‌بیخت

رفت ‌گردی ز خود و آینه حیرت می‌ریخت

رفته‌ام از دو جهان بر اثر وحشت دل

یارب این گرد به دامان که خواهد آویخت

رم فرصت سبب قطع امید است اینجا

تار سازم ز پریشانی این نغمه گسیخت

چشم عبرت ز پریشانی حالم روشن

هیچکس سرمه به ‌کیفیت این گرد نبیخت

اشک بی‌تابم و از شوق سجودت دارم

آنقدر صبر که با خاک توانم آمیخت

هر قدم در طلب وصل دچار خویشم

شوق او آینه‌ها بر سر راهم آویخت

جیب هستی قفس چاک وبال است اینجا

عافیت ‌کسوت آن پنبه ‌که در شعله ‌گریخت

زین بیابان سر خاری نشد از من رنگین

پای خوابیدهٔ من آب رخ آبله ریخت

یک قلم عرصهٔ تسلیم فناییم چو صبح

بیدل از ما به نفس نیز توان ‌گرد انگیخت

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۹۸بسکه برق یأس بنیاد من ناکام سوخت
  2. غزل شمارهٔ ۳۹۹چولاله بی‌تو ز بس رنگ اعتبارم سوخت
  3. غزل شمارهٔ ۴۰۰هوس نماند ز بس عشق آن نگارم سوخت
  4. غزل شمارهٔ ۴۰۱گر همه در سنگ بود آتش جدایی دید و سوخت
  5. غزل شمارهٔ ۴۰۲رنگت به چشم لاله بساط نظاره سوخت
  6. غزل شمارهٔ ۴۰۳هرکجا گل کرد داغی بر دل دیوانه سوخت
  7. غزل شمارهٔ ۴۰۴یاد وصلی‌ کردم آغوش من دیوانه ‌سوخت
  8. غزل شمارهٔ ۴۰۵آن شعله‌که در دل شرر عشق وهوس ریخت
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.