پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۰۰

هوس نماند ز بس عشق آن نگارم سوخت

خوشم‌ که شعلهٔ‌ این‌ شمع خارخارم سوخت

به بزم‌ یار جنون کردم ای ادب معذور

سپند سوخت به وجدی که اختیارم سوخت

چو موم دوری‌ام از جلوه‌گاه شهد وصال

اشاره‌ای‌ست که باید جدا ز یارم سوخت

بهار بی‌ثمری جمله باب سوختن است

خیال مصلحت‌اندیشی چنارم سوخت

چو شمع‌ کشته نرفتم به داغ مِنت غیر

فتیلهٔ نفَسی بود بر مزارم سوخت

سرشک هر مژه‌ اندازش آن سوی نظر است

شررعنانی این طفل نی‌سوارم سوخت

طلسم آگهی‌ام بوتهٔ گداز خود است

فروغ دیدهٔ بیدار شمع‌وارم سوخت

نسیمی از چمن صیدگاه عشق وزید

کباب‌ِ کیست ندانم، دلِ شکارم سوخت

هوای وصل به خاک سیه نشاند مرا

به رنگ داغ جنون نکهت بهارم سوخت

هنوز از کف خاکسترم اثر باقی‌ست

گداز عشق چه مقدار شرمسارم سوخت

دلی ز پهلوی داغم ندید گرمی شوق

محبت تو ندانم پی چه کارم سوخت

دگر مپرس ز تاثیر آه بی‌اثرم

به آتشی که ندارد هزاربارَم سوخت

غبار دشت محبت سراغ غیر نداشت

به برق جلوه او هر که شد دچارم سوخت

مباد شام کسی محرم سحر بیدل

دماغ نشئه در اندیشهٔ خمارم سوخت

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۰۲رنگت به چشم لاله بساط نظاره سوخت
  2. غزل شمارهٔ ۴۰۳هرکجا گل کرد داغی بر دل دیوانه سوخت
  3. غزل شمارهٔ ۴۰۴یاد وصلی‌ کردم آغوش من دیوانه ‌سوخت
  4. غزل شمارهٔ ۴۰۵آن شعله‌که در دل شرر عشق وهوس ریخت
  5. غزل شمارهٔ ۴۰۶بیتابی عشق این همه نیرنگ هوس ریخت
  6. غزل شمارهٔ ۴۰۷شب ‌که حیرت ‌با خیالت‌ طرح ‌قیل ‌و قال ریخت
  7. غزل شمارهٔ ۴۰۸زان اشک‌که چون شمع زچشم‌تر من ریخت
  8. غزل شمارهٔ ۴۰۹اشک از مژگان در این ویرانه نشکست و نریخت
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.