پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۷۶

نی‌ام آنکه به جرأت وصف لبت رسدم خم و پیچ عنان ادب

ز تاً‌مل موج گهر زده‌ام در حسن ادا به زبان ادب

ز حقیقت حرمت و پاس حیا به مزاج غرض‌هوسان چه اثر

که‌گرسنهٔ نان طمع نخورد قسم نمک سر خوان ادب

اگرت ز تردد ننگ طلب دل جمع شود سر و برگ غنا

ز غبار کساد متاع هوس نرسی به زیان دکان ادب

قدمت زه دامن شرم نشد که به معنی کعبه نظر فکنی

به طواف در تو رسد همه‌کس چو تو پا نکشی ز مکان ادب

همه عمر‌ به مکتب کسب فنون دل بی‌خبر تو تپید به خون

نشد آنکه رسد دو نفس سبقت ز معلمی همه‌دان ادب

تب و تاب مراتب عجز رسا به چه ناله کند دل خسته ادا

که اگربه قلم ره خط سپرم همه نقطه دمد ز بنان ادب

زترانهٔ حیرت بیدل من به چه نغمه تپد رگ ساز سخن

که تری شکند دم عرض نفس پر و بال خدنگ‌ کمان ادب

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۷۸ندانم بازم آغوش‌ که خواهد شد دچار امشب
  2. غزل شمارهٔ ۳۷۹صبحدم سیاره بال افشاند از دامان شب
  3. غزل شمارهٔ ۳۸۰هرکه راکردند راحت محرم احسان شب
  4. غزل شمارهٔ ۳۸۱بود داغ من مردم دیدهٔ شب
  5. غزل شمارهٔ ۳۸۲طرب در این باغ می‌خرامد ز ساز فرصت پیام بر لب
  6. غزل شمارهٔ ۳۸۳به وصول مقصد عافیت نه دلیل جو نه عصا طلب
  7. غزل شمارهٔ ۳۸۴دل از خمار طلب خون کن و شراب طلب
  8. غزل شمارهٔ ۳۸۵نگویمت به خطا سازیا صواب طلب
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.