پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۸۱

بود داغ من مردم دیدهٔ شب

ز دود دلم موی ژولیدهٔ شب

ز هر حلقهٔ طرهٔ اوست روشن

به روی سحرحیرت دیدهٔ شب

دل از طره رم‌کرد و شد صید رویش

به صبح آشتی‌کرد رنجیدهٔ شب

سیه‌بختی او ز مه غازه دارد

بنازم به بخت نکوهیدهٔ شب

فروغ سحرکابروی جهان است

بودگردی از دامن چیدهٔ شب

ز بیدل مپرسید مضمون زلفش

چه خواند کسی خط پیچیدهٔ شب

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۸۳به وصول مقصد عافیت نه دلیل جو نه عصا طلب
  2. غزل شمارهٔ ۳۸۴دل از خمار طلب خون کن و شراب طلب
  3. غزل شمارهٔ ۳۸۵نگویمت به خطا سازیا صواب طلب
  4. غزل شمارهٔ ۳۸۶فیض حلاوت از دل بی‌کبر و کین طلب
  5. غزل شمارهٔ ۳۸۷خون بسته است ازغم آن لعل پان به لب
  6. غزل شمارهٔ ۳۸۸از خامشی مپرس و زگفتار عندلیب
  7. غزل شمارهٔ ۳۸۹شب‌که شد جوش فغانم همنوای عندلیب
  8. غزل شمارهٔ ۳۹۰گر به این‌گرمی است آه شعله‌زای عندلیب
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.