پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۸۵

نگویمت به خطا سازیا صواب طلب

کمینگر است زخود رفتنت شتاب طلب

اگر حقیقت انجام در نظر داری

ز هرکجاگهرت می‌رسد حباب طلب

شکست آبله هرگام ساغری دارد

سراغ آبی اگر خواهی از سراب طلب

گل نگاهی اگر چیده‌ای ز باغ وصال

به روز هجر ز مژگان ترگلاب طلب

به رفع‌کلفت هر آفتی‌ست تدبیری

گر آتشی به دل افتد زدیده آب طلب

جهان ز خبث تهی‌گشت تا تو بالیدی

به صفرنه فلک از قدر خود حساب طلب

کسی ز مرگ اگر رسم زندگی خواهد

تو هم ز عالم پیری بروشباب طلب

مقیم بیکسی آسوده از پریشانی‌ست

چوگنج عافیت از خانهٔ خراب طلب

تو قاصد هوسی از عدم به سوی وجود

حقیقت نفست خوانده شد جواب طلب

ز جنبش مژه درس اشارتت این است

که هرزه است نگاه اندکی حجاب طلب

بهار می‌طلبی سیر رنگ کن بیدل

ز جلوه آنچه طمع داری از نقاب طلب

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۸۷خون بسته است ازغم آن لعل پان به لب
  2. غزل شمارهٔ ۳۸۸از خامشی مپرس و زگفتار عندلیب
  3. غزل شمارهٔ ۳۸۹شب‌که شد جوش فغانم همنوای عندلیب
  4. غزل شمارهٔ ۳۹۰گر به این‌گرمی است آه شعله‌زای عندلیب
  5. غزل شمارهٔ ۳۹۱چه دارد این صفات حاجت آیات
  6. غزل شمارهٔ ۳۹۲ای خم مژگان شکوه نرگس مستانه‌ات
  7. غزل شمارهٔ ۳۹۳ای هستی از قصر غنا افکنده در ویرانه‌ات
  8. غزل شمارهٔ ۳۹۴سرکیست تا برد آرزو به غبار سجده‌کمینی‌ات
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.