پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۶۷

از سر مستی نبود امشب خطابم با شراب

بی‌دماغی شیشه زد بر سنگ‌گفتم تا شراب

بزم امکان را بود غوغای مستی تا به‌کی

چند خواهد بود آخرجوش یک مینا شراب

دور وهمی می‌توان طی‌کرد چون اوراق‌گل

ساغر این بزم رنگ است و شکستنها شراب

مست تا مخمور این میخانه محتاجند و بس

وهم بنگ‌است اینکه‌گویی‌دارد استغنا شراب

عمرها بودیم مخمور سمندر مشربی

نیست از انصاف اگرریزی به خاک ما شراب

بیقراران طلب سر تا قدم‌کیفیتند

می‌کند ایجاد از هر عضو خود دریا شراب

ساغر بزم خیالم نرگس مخمورکیست

می‌روم مستانه از خود خورده‌ام‌گویا شراب

صبح ز خمیازه آخر جام شبنم می‌کشد

حسرت مخمور از خود می‌کند پیدا شراب

خون‌شدن سر منزلیم‌، از جستجوی ما مپرس

تاک می‌داند چها در پیش دارد تا شراب

بهرمنع می‌کشیها محتسب درکارنیست

بیدل آخر رعشه می‌بندد به دست ما شراب

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۶۹گرشود آن نرگس میگون مقابل با شراب
  2. غزل شمارهٔ ۳۷۰به نیم‌گردش آن چشم فتنه رنگ شراب
  3. غزل شمارهٔ ۳۷۱پیوسته است از مژه بر دیده‌ها نقاب
  4. غزل شمارهٔ ۳۷۲یا حسن‌گیر صورت آفاق یا نقاب
  5. غزل شمارهٔ ۳۷۳باز درگلشن ز خویشم می‌برد افسون آب
  6. غزل شمارهٔ ۳۷۴ببند چشم و خط هرکتاب را دریاب
  7. غزل شمارهٔ ۳۷۵فال تسلیم زن و شوکت شاهی دریاب
  8. غزل شمارهٔ ۳۷۶نی‌ام آنکه به جرأت وصف لبت رسدم خم و پیچ عنان ادب
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.