پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۷۱

پیوسته است از مژه بر دیده‌ها نقاب

لازم بود به مرد صاحب‌حیا نقاب

حیرت غبارخویش ز چشمم نهفته است

بر رنگ بسته‌ام ز هجوم صفا نقاب

بوی‌گل است و برگ‌گل اسرار حسن و عشق

بی‌پردگی ز روی تو جوشد ز ما نقاب

تا دیده‌ام سواد خطت رفته‌ام ز هوش

آگه نی‌ام غبار نگاهت یا نقاب

اظهار زندگی عرق خجلت است و بس

شبنم‌صفت خوش آنکه‌کنم از هوا نقاب

از شرم روسیاهی اعمال زشت خو

بر رخ‌کشیده‌ایم ز دست دعا نقاب

بینش تویی‌کسی چه‌کند فهم جلوه‌ات

ای کرده از حقیقت ادراک ما نقاب

از دورباشی ادب محرمی مپرس

با غیرجلوه سازد وبا آشنا نقاب

معنی به غیرلفظ مصورنمی‌شود

افتاده است‌کار دل و دیده با نقاب

گر بوی‌گل ز برگ‌گل افسردگی‌کشد

جولان شوق می‌کشد از خواب پا نقاب

بیدل زشوخ‌چشمی خود در محیط وصل

داریم چون حباب ز سر تا به پا نقاب

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۷۳باز درگلشن ز خویشم می‌برد افسون آب
  2. غزل شمارهٔ ۳۷۴ببند چشم و خط هرکتاب را دریاب
  3. غزل شمارهٔ ۳۷۵فال تسلیم زن و شوکت شاهی دریاب
  4. غزل شمارهٔ ۳۷۶نی‌ام آنکه به جرأت وصف لبت رسدم خم و پیچ عنان ادب
  5. غزل شمارهٔ ۳۷۷امشب ز ساز مینا گرم است جای مطرب
  6. غزل شمارهٔ ۳۷۸ندانم بازم آغوش‌ که خواهد شد دچار امشب
  7. غزل شمارهٔ ۳۷۹صبحدم سیاره بال افشاند از دامان شب
  8. غزل شمارهٔ ۳۸۰هرکه راکردند راحت محرم احسان شب
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.