پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۷۹۱

ای نم اشک هوس مایل مژگان نشوی

سیل‌ خیزست حیا آنهمه عریان نشوی

چه‌بهار و چه‌خزان رنگ گل حیرت توست

جلوه‌ای نیست گر آیینه نمایان نشوی

از زمین تا فلکت دعوی استعدادست

به تکلف نشوی هیچ گر انسان نشوی

ذره خورشید دکان‌، قطره و دریا سامان

آنقدر نیست متاع تو که ارزان نشوی

هر قدم رشتهٔ این راه تامل دارد

به گشاد گره آبله دندان نشوی

بیش ازین سحر تغافل نتوان برد به کار

گر برای چمن از پرده تو خندان نشوی

آفت رنگ حنا دست بهم سوده مباد

خون عاشق‌ گنهی نیست پشیمان نشوی

کشتی نُه فلک اینجا به نمی توفانی‌ست

تا توانی طرف اشک یتیمان نشوی

وحشت از کف ندهی دهر فسردن قفس است

ای نگه سعی‌ کمی نیست‌ که مژگان نشوی

فکر کیفیت خود نیستیی می‌خواهد

تا سر از دوش نرفته‌ست گریبان نشوی

شرم کن بیدل از آن جلوه‌ که چون آب روان

همه تن آینه پردازی و حیران نشوی

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۷۹۳به طبع مقبلان یارب‌کدورت را مده راهی
  2. غزل شمارهٔ ۲۷۹۴به شهرت زد اقبال خلق از تباهی
  3. غزل شمارهٔ ۲۷۹۵در دل زد خیال پرتو مهرت سحرگاهی
  4. غزل شمارهٔ ۲۷۹۶ما را نه غروری‌ست نه فرّی نه ‌کلاهی
  5. غزل شمارهٔ ۲۷۹۷اگر جانی وگر جسمی سراب مطلب مایی
  6. غزل شمارهٔ ۲۷۹۸چشم من بی‌تو طلسمی است بهم بسته ز عالم
  7. غزل شمارهٔ ۲۷۹۹برون تازست حسن بی‌مثال از گرد پیدایی
  8. غزل شمارهٔ ۲۸۰۰بهار است ای ادب مگذار از شوق تماشایی
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.