پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۷۹۶

ما را نه غروری‌ست نه فرّی نه ‌کلاهی

خاکیم به ‌زیر قدم خویش نگاهی

آنجا که قناعت‌ کند ایجاد تسلی

گرم است سرکوه به زیر پرکاهی

بر دولت بیدار ننازم چه خیال‌ست

خوابیده بهم بخت من و چشم سیاهی

بر صد چمن هستی‌ام افسانهٔ نازست

خواب عدم و سایهٔ مژگان گیاهی

از بردهٔ دل تا چه ‌کشد سعی تأمل

چون خامه زنالم رسنی هشته‌ به چاهی

یا رب تو تن آسانی جهدم نپسندی

می‌خواندم افسون نفس سوخته گاهی

زبن دشت سبکتازی فرصت ندمانید

گردی‌ که توان بست به پیشانی آهی

آخر چو غبار نفس از هرزه دویها

رفتیم به باد و ننشستیم به راهی

گرد تری از جبههٔ شبنم نتوان برد

در آینهٔ ما عرقی ‌کرده نگاهی

بید‌ل شدم و رَستم از اوهام تعین

آیینه شکستن به بغل داشت کلاهی

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۷۹۸چشم من بی‌تو طلسمی است بهم بسته ز عالم
  2. غزل شمارهٔ ۲۷۹۹برون تازست حسن بی‌مثال از گرد پیدایی
  3. غزل شمارهٔ ۲۸۰۰بهار است ای ادب مگذار از شوق تماشایی
  4. غزل شمارهٔ ۲۸۰۱به نمو سری ندارد گل باغ‌ کبریایی
  5. غزل شمارهٔ ۲۸۰۲چو چینی شدم محو نازک ادایی
  6. غزل شمارهٔ ۲۸۰۳چه معنی بیانی چه لفظ آشنایی
  7. غزل شمارهٔ ۲۸۰۴حیرت قفسم‌کو اثر عجز و رسایی
  8. غزل شمارهٔ ۲۸۰۵در زندگی نگشتیم منظور آشنایی
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.