پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۷۹۸

چشم من بی‌تو طلسمی است بهم بسته ز عالم

این معمای تحیر تو مگر بازگشایی

مقصد بینش اگر حیرت دیدار تو باشد

از چه خودبین نشود کس که تو در کسوت مایی

بی‌ادب بس که به راه طلبت راه گشودم

می‌زند آبله‌ام از سر عبرت کف پایی

طایر نامه‌بر شوقم و پرواز ندارم

چقدر آب‌ کنم دل که شود ناله هوایی

بست زیر فلک آزادگی‌ام نقش فشردن

ناله در کوچهٔ نی شد گره از تنگ فضایی

خنده عمری‌ست نمی‌آیدم از کلفت هستی

حاصلی نیست در اینجا تو هم ای‌ گریه نیایی

دل ز نیرنگ تو خون شد، خرد آشفت و جنون شد

ای جهان شوخی رنگ تو، تو بیرنگ چرایی

دل بیدل نکند قطع تعلق ز خیالت

حیرت و آینه را نیست ز هم رنگ جدایی

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۸۰۰بهار است ای ادب مگذار از شوق تماشایی
  2. غزل شمارهٔ ۲۸۰۱به نمو سری ندارد گل باغ‌ کبریایی
  3. غزل شمارهٔ ۲۸۰۲چو چینی شدم محو نازک ادایی
  4. غزل شمارهٔ ۲۸۰۳چه معنی بیانی چه لفظ آشنایی
  5. غزل شمارهٔ ۲۸۰۴حیرت قفسم‌کو اثر عجز و رسایی
  6. غزل شمارهٔ ۲۸۰۵در زندگی نگشتیم منظور آشنایی
  7. غزل شمارهٔ ۲۸۰۶در گرفته‌ست زمین تا به فلک بی‌سروپایی
  8. غزل شمارهٔ ۲۸۰۷درین ویرانه بی‌سعی قناعت وانشد جایی
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.