پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۸۰۷

درین ویرانه بی‌سعی قناعت وانشد جایی

به دامن پاکشیدم یافتم آغوش صحرایی

به سعی خویش می‌نازم‌که بااین نارساییها

شدم خاک و رساندم دست تا نقش‌کف پایی

نمی‌باشد پریشان بالی نظاره شبنم را

به دیوان تحیر نیست بر هم خورده اجزایی

دلت مرد از سخن سازی در عزم خموشی زن

که جز ضبط نفس اینجا نمی‌باشد مسیحایی

درین دریا نگاهی آب ده سامان مستی ‌کن

که دارد هر حیایی جامی و هر قطره مینایی

نفس سرمایهٔ این چار سوییم ای هوس شرمی

بضاعتها پر افشانی‌ست ‌کو سودی چه سو‌دایی

ز خواب غفلت هستی‌که تعبیر عدم دارد

توان بیدار گردیدن اگر برخود زنی پایی

ز یادت رفته است افسانهٔ بزم ازل ورنه

نمی‌باشد جز افسون سخن پنهان و پیدایی

جهانی صید حیرت بود هر جا چشم واکردم

ندیدم چون‌ گشاد بال مژگان چنگ‌ گیرایی

به درد بی‌نگاهی درهم افشردست مژگانم

خرامی تا رساند حیرت آغوش پهنایی

ندانم فرش تسیلم سر راه‌ که ام بیدل

به دامن ‌گردی از خود داشتم افشانده‌م جایی

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۸۰۹شور گمگشتگی‌ام زد به در رسوایی
  2. غزل شمارهٔ ۲۸۱۰عنانم گر نگیرد خاطر آیینه سیمایی
  3. غزل شمارهٔ ۲۸۱۱ماییم و دلی سرورق بی سر و پایی
  4. غزل شمارهٔ ۲۸۱۲نشد آیینه‌ کیفیت ما ظاهر آرایی
  5. غزل شمارهٔ ۲۸۱۳نقش ما شد وبال یکتایی
  6. غزل شمارهٔ ۲۸۱۴چه لازم است درین عرصه عجز کیش برآیی
  7. غزل شمارهٔ ۲۸۱۵دلت فسرد جنونی ‌کز آشیانه برآیی
  8. غزل شمارهٔ ۲۸۱۶سبکساری‌ست هرگه در نظرها بیدرنگ آیی
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.