پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۸۱۳

نقش ما شد وبال یکتایی

برد طاووس عرض عنقایی

نفس‌ آمد برون جنون ‌به ‌بغل

کرد آشفته‌گرد صحرایی

چیست ما و من تو در عالم

انفعال غرور پیدایی

عمرها شد ز جنس ما گرم است

روز بازار عبرت آرایی

تا ابد باید از خیال گذشت

یک قلم دینه است فرودآیی

ای هوا ناقهٔ هوس محمل

به کجا می‌روی و می‌آیی

برده‌ای سر به آسمان غرور

خاک ناگشته‌ کی فرود آیی

صحبت ادبار بی کسی آورد

عالمی داشته است تنهایی

شش جهت چشم زخم می‌بارد

جهد آن‌ کن‌ که هیچ ننمایی

وصل دیدیم و هجر فهمیدیم

خاک در چشم ناشناسایی

بیدل از آسیای چرخ مخواه

غیر اشغال‌ کف بهم سایی

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۸۱۵دلت فسرد جنونی ‌کز آشیانه برآیی
  2. غزل شمارهٔ ۲۸۱۶سبکساری‌ست هرگه در نظرها بیدرنگ آیی
  3. غزل شمارهٔ ۲۸۱۷گه به رو می‌دوی و گاه به سر می‌آیی
  4. غزل شمارهٔ ۲۸۱۸حبابت ساغر و با بحر توفان پیش می‌آیی
  5. غزل شمارهٔ ۲۸۱۹ای که در دیر و حرم مست‌ کرم می‌آیی
  6. غزل شمارهٔ ۲۸۲۰بر هرگلی دمیده‌ست افسون آرزویی
  7. غزل شمارهٔ ۲۸۲۱به ناقوسی دل امشب از جنون خورده‌ست پهلویی
  8. غزل شمارهٔ ۲۸۲۲به وحشت برنمی‌آیم ز فکر چشم جادویی
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.