پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۸۱۷

گه به رو می‌دوی و گاه به سر می‌آیی

نیستی اشک چرا اینهمه ‌تر می‌آیی

درد فرصت ز هجوم املت باز نداشت

سنگها بسته به دامان شرر می‌آیی

زین تخیل‌ که فشرده‌ست دماغ هوست

قطره نارفته به انداز گهر می‌آیی

شعله‌ات گو نفسی چند به‌ پرواز تند

آخر از ضبط نفس در ته پر می‌آیی

خواب غفلت چقدر گرد پریشان نظری‌ست

به وطن خفته ز تشویق سفر می‌آیی

عالمی در نفس سوخته خون می‌گردد

تا تو یک نالهٔ پرواز اثر می‌آیی

پایه‌ات آنهمه از خاک نچیده‌ست بلند

تا کجاها به سر آبله بر می‌آیی

نفی اوهام ز اثبات یقین خالی نیست

هر چه شب رفته‌ای از خویش سحر می‌آیی

آخر از جلوهٔ تحقیق به حیرت زدن‌ست

وعده وصل است و تو آیینه به بر می‌آیی

نه دل آیینه و نی دیده تماشا قابل

حیرت این است ‌که در دل به نظر می‌آیی

می‌شود هر دو جهان یک مژه آغوش هوس

تا تو همچون نگه از پرده به در می‌آیی

بیدل این انجمن شوق فسردنکده نیست

همچو پرواز به افشاندن پر می‌آیی

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۸۱۹ای که در دیر و حرم مست‌ کرم می‌آیی
  2. غزل شمارهٔ ۲۸۲۰بر هرگلی دمیده‌ست افسون آرزویی
  3. غزل شمارهٔ ۲۸۲۱به ناقوسی دل امشب از جنون خورده‌ست پهلویی
  4. غزل شمارهٔ ۲۸۲۲به وحشت برنمی‌آیم ز فکر چشم جادویی
  5. غزل شمارهٔ ۲۸۲۳بهار آن دل ‌که خون ‌گردد به سودای ‌گل رویی
  6. غزل شمارهٔ ۲۸۲۴تمثال خیالیم چه زشتی چه نکویی
  7. غزل شمارهٔ ۲۸۲۵محو بودم هر چه دیدم دوش دانستم تویی
  8. غزل شمارهٔ ۲۸۲۶به عجز کوش ز نشو و نما چه می‌جویی
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.