پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۶۵۴

عرق ربز خجالت می‌گدازد سعی بیتابی

ندارم مزرع امید اما می‌دهم آبی

درین دریا به‌کام آرزو نتوان رسید آسان

مه اینجا بعد سالی می‌کشد ماهی به قلابی

خجالت هم ز ابرام طبیعت برنمی‌آید

حیا را کرد غواص عرق مطلوب نایابی

گهی فکر تعین‌گاه هستی می‌کنم انشا

سر و کارم به تعبیر است ‌گویا دیده‌ام خوابی

خم تسلیم‌، قرب راحت جاوید می‌باشد

به ذوق سجده سر دزدیده‌ام در کنج محرابی

قناعت پرور این‌گرد خوانیم از ضعیفیها

غنیمت می‌شمارد رشتهٔ ما خوردن تابی

ز فکر خودگریزان رفت خلق نارسا فطرت

بر ناآشنا سیر گریبان بود گردابی

تلاش حرص هم سرمایهٔ مقدور می‌خواهد

دماغ ما ز خشکی داغ شد، ای دردسر خوابی

برو درکربلا دیگر مپرس از رمز استغنا

شهید ناز او از تیغ می‌خواهد دم آبی

نوایی‌ گل نکرد از پردهٔ ساز نفس بیدل

ز هستی بگسلم شاید رسد تاری به مضرابی

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۶۵۶رفتی چو می از ساغر و دیگر ننشستی
  2. غزل شمارهٔ ۲۶۵۷در پردهٔ هر رنگ کمین کرده شکستی
  3. غزل شمارهٔ ۲۶۵۸عبث ای دشمن تحقیق دل از وسوسه خستی
  4. غزل شمارهٔ ۲۶۵۹مژه‌واری ز خواب ناز جستی
  5. غزل شمارهٔ ۲۶۶۰مژه‌واری ز خواب ناز جستی
  6. غزل شمارهٔ ۲۶۶۱نه اینجا سبحه ره دارد نه زنار
  7. غزل شمارهٔ ۲۶۶۲چه می‌شدگر نمی‌زد اینقدر رنج نفس هستی
  8. غزل شمارهٔ ۲۶۶۳یاد باد آن کز تبسم فیض عامی داشتی
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.