پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۶۵۷

در پردهٔ هر رنگ کمین کرده شکستی

داده است قضا کارگه شیشه به مستی

بر نقش خیال تو و من بسته شکستی

از هر دو جهان آن طرف آینه بستی

عمری‌ست بهار دل فردوس خیال است

گل تخت چمن بارگه غنچه نشستی

خجلت‌کش نومیدی‌ام از هستی موهوم

کو آنقدرم رنگ ‌که آرد به شکستی

فطرت چقدر گل ‌کند از پیکر خاکی

کردند بلند آتشم از خانهٔ پستی

هر چند که اقبال‌ کلاهم به فلک سود

بی‌خاک شدن نقش مرا نیست نشستی

کاری دگر است آنچه دلش حاصل جهد است

این مزد مدان وعدهٔ هر آبله دستی

از معبد نیرنگ مگویید و مپرسید

ماییم همان سایهٔ خورشید پرستی

گل کن به نم جبهه غباری ‌که نداری

درکشو‌ر اوهام چه بندی و چه بستی

هشدار که در عرصهٔ همت نتوان یافت

چون سعی‌ گذشتن ز نشان صافی شستی

بیدل اثر سعی ندامت اگر این است

آتش به دو عالم فکن از سودن دستی

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۶۵۹مژه‌واری ز خواب ناز جستی
  2. غزل شمارهٔ ۲۶۶۰مژه‌واری ز خواب ناز جستی
  3. غزل شمارهٔ ۲۶۶۱نه اینجا سبحه ره دارد نه زنار
  4. غزل شمارهٔ ۲۶۶۲چه می‌شدگر نمی‌زد اینقدر رنج نفس هستی
  5. غزل شمارهٔ ۲۶۶۳یاد باد آن کز تبسم فیض عامی داشتی
  6. غزل شمارهٔ ۲۶۶۴به ذوق عافیت ای ناله تا کی در جگر پیچی
  7. غزل شمارهٔ ۲۶۶۵گر ازگوهر کمر سازی وگر دستار زر پیچی
  8. غزل شمارهٔ ۲۶۶۶جهدکن تا نروی بر اثر نیک و بدی
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.