پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۳۲۳

چون قلم راه تجرد بس‌که تنها رفته‌ایم

سایه از ما هر قدم وامانده و ما رفته‌ایم

دیده‌ها تا دل همه خمیازهٔ ما می‌کشند

جای ما در هر مکان خالی‌ست گویا رفته‌ایم

کس ز افسون تعین داغ محرومی مباد

چون‌ گهر عمریست در دریا ز دریا رفته‌ایم

فکر خود، ما را چو شمع‌ آخر به طوف خاک برد

یک سر از راه‌ گریبان در ته پا رفته‌ایم

رهرو عجزیم، ما را جرأت رفتار کو؟

چند روزی شد چو عنقا بر زبانها رفته‌ایم

سایه را در هیچ‌ صورت نسبت خورشید نیست

تا تو ما را در خیال آورده‌ای ما رفته‌ایم

بر زمین چندان که می‌جوییم‌، گرد ما گم است

کاش گردد چون سحر روشن‌، که بالا رفته‌ایم

چون امل ما را در این محفل نخواهی یافتن

جمله امروزیم لیک آن‌سوی فردا رفته‌ایم

الفت هر چیز وقف ساز استعداد اوست

تا مروت در خیال آمد، ز دنیا رفته‌ایم

کلک معنی در سواد مدعا بی‌لغزش است

گر به صورت چون خط ترسا چلیپا رفته‌ایم

ساز هستی گر به این رنگ احتیاج آماده است

ما و آب رو ازین غمخانه یکجا رفته‌ایم

از نفس کم نیست ‌گر پیغام ‌گردی می‌رسد

ورنه ما زین دشت پیش از آمدنها رفته‌ایم

بیدل از تحقیق هستی و عدم دل جمع‌دار

کس چه داند آمدیم از بی‌خودی یا رفته‌ایم؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۳۲۵چون غنچه در خیال تو هرگاه رفته‌ایم
  2. غزل شمارهٔ ۲۳۲۶یکدم آسایش به صد ابرام پیدا کرده‌ایم
  3. غزل شمارهٔ ۲۳۲۷دیدهٔ انتظار را دام امید کرده‌ایم
  4. غزل شمارهٔ ۲۳۲۸با کف خاکستری سودای اخگر کرده‌ایم
  5. غزل شمارهٔ ۲۳۲۹دور هستی پیش از گامی تمامش کرده‌ایم
  6. غزل شمارهٔ ۲۳۳۰نشنیده حرف چند که ما گوش‌ کرده‌ایم
  7. غزل شمارهٔ ۲۳۳۱در جگر صد رنگ توفان ‌کرده‌ایم
  8. غزل شمارهٔ ۲۳۳۲نسخهٔ هیچیم‌، وهمی از عدم آورده‌ایم
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.