پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۲۹۹

به هر طرف‌ که هوای سفر شکست‌ کلاهم

همان شکست شد آخر چو موج توشهٔ راهم

خیال موی میان‌که شدگره به دل من

که عرض معنی باریک می دهد رگ آهم

به‌گلشنی‌که ادب داشت آبیاری حیرت

نمو ز جوهر آیینه وام‌کردگیاهم

کفیل عافیت من بس است وضع ضعیفی

ز رنگ رفته همان سر به بالش پرکاهم

به صفحه‌ای که نویسند حرفی از عمل من

خطاست نقطه‌اش از انفعال کار تباهم

به جز وبال چه دارد سواد نسخهٔ هستی

بس است آفت مورکلف به خرمن ماهم

به قطرگی ز محیطم مباش آنهمه غافل

اگر چه موی‌کمر نیستم حباب‌کلاهم

عبث درین چمنم نیست پر فشانی الفت

چو صبح بوی‌گلی دارد آشنایی آهم

چه ممکنست نبالد به عجز ریشهٔ جهدم

شکست آبله می‌افکند چو تخم به راهم

به جلوهٔ تو ندانم چسان رسم بیدل

به خود نمی‌رسم از بسکه نارساست نگاهم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۳۰۱صید کمند شوقی‌ست از مهر تا به ما هم
  2. غزل شمارهٔ ۲۳۰۲کباب عافیتم بیدماغ افسر جاهم
  3. غزل شمارهٔ ۲۳۰۳وقت است‌کنیم‌گریه با هم
  4. غزل شمارهٔ ۲۳۰۴ز دل چون غنچه یک چاک‌ گریبانگیر می‌خواهم
  5. غزل شمارهٔ ۲۳۰۵شب وصل است از بخت اندکی توقیر می‌خواهم
  6. غزل شمارهٔ ۲۳۰۶آه دود آخته‌ای می‌خواهم
  7. غزل شمارهٔ ۲۳۰۷ای نرگست حیاکدهٔ صلح و جنگ هم
  8. غزل شمارهٔ ۲۳۰۸در جیب غنچه بوی بهار است و رنگ هم
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.