پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۳۰۳

وقت است‌کنیم‌گریه با هم

ای شمع شب است روز ما هم

دوریم جدا زدامن یار

چون دست شکسته از دعا هم

هستی چقدر رعونت انشاست

سرها دارد چو شمع پا هم

تا زندگیت نفس شمارست

رو چون نفس از خود و بیا هم

زین‌گرد نشسته در زمین‌ست

چیزیست چو صبح بر هوا هم

خونم چه نشان دهد زدستی

کایینه نگیرد از حنا هم

گر سر نکنم نیازتسلیم

چون اشک که بشکند کلاهم

از کوشش نارسا مپرسید

ما را نرساند تا به ما هم

هر جا بردیم نقب راحت

دیدیم بجا نبود جا هم

بر جوهرتیغ خم منازبد

سر می‌فکند قد دو تا هم

خاری ندمید ازین بیابان

مژگان طلب است خواب پا هم

بیدل چو عرق وفا سرشتان

آیند ز عبرت از حیا هم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۳۰۵شب وصل است از بخت اندکی توقیر می‌خواهم
  2. غزل شمارهٔ ۲۳۰۶آه دود آخته‌ای می‌خواهم
  3. غزل شمارهٔ ۲۳۰۷ای نرگست حیاکدهٔ صلح و جنگ هم
  4. غزل شمارهٔ ۲۳۰۸در جیب غنچه بوی بهار است و رنگ هم
  5. غزل شمارهٔ ۲۳۰۹خوشا عهدی‌ که غم‌ کوس تسلی می‌زد و دل هم
  6. غزل شمارهٔ ۲۳۱۰نه تنها ناامید وصل یارم دورم از دل هم
  7. غزل شمارهٔ ۲۳۱۱سر خوش آن نرگس مستانه‌ایم
  8. غزل شمارهٔ ۲۳۱۲منم آن نشئهٔ فطرت‌ که خمستان قدیم
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.