پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۲۹۱

عمرها شد از ادب موج گهر در دامنم

ننگ لغزیدن ندارم پای سر در دامنم

با حلاوت آنقدر جوشیدم از یاد لبی

کارزو چین شد چو بند نیشکر در دامنم

تا عرق باشد نم اشکی دگر درکار نیست

چون جبین شرمساران چشم تر در دامنم

برکمر دارند دامن وحشت آهنگان و من

وحشتی دارم که می‌بندد کمر در دامنم

می‌زدم پایی به غفلت فتنه‌ها وا کرد چشم

خفته بود آشوب چندین دشت و در، در دامنم

بیش ازبن نتوان در پرواز گمنامی زدن

کز خجالت ریخت عنقا بال و پر در دامنم

ناامید وحشتم از بیدماغیها مپرس

بس که چیدم نیست از دامن اثر در دامنم

عشق ز افسون نفس هیهات آگاهم نکرد

چنگ زد این خار غم پر بی‌خبر در دامنم

با فلک‌گفتم ره صحرای عجزم طی نشد

گفت من‌ هم چون تو حیران سفر در دامنم

در چه سامان است بیدل‌ کسوت مجنون من

تا گریبان در خیال آید سحر در دامنم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۲۹۳بی دستگاهیی بود چون شمع در کمینم
  2. غزل شمارهٔ ۲۲۹۴ز نور عالم امکان گر انتخاب گزینم
  3. غزل شمارهٔ ۲۲۹۵تا چند ز غفلت طرب اندیش نشینم
  4. غزل شمارهٔ ۲۲۹۶کر شدم تا چند شور حق و باطل بشنوم
  5. غزل شمارهٔ ۲۲۹۷از انفعال عشرت موهوم آگهم
  6. غزل شمارهٔ ۲۲۹۸پرواز بی نشانی دارد دماغ جاهم
  7. غزل شمارهٔ ۲۲۹۹به هر طرف‌ که هوای سفر شکست‌ کلاهم
  8. غزل شمارهٔ ۲۳۰۰چون خامه از ضعیفی افلاک دستگاهم
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.