پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۲۹۳

بی دستگاهیی بود چون شمع در کمینم

پیشانی عرق ریز برداشت آستینم

بی قدریم برآورد همقدر آتش خس

بر خیزم از سر خویش تا زیر پا نشینم

آزادگان ازین باغ با صد طرب گذشتند

صبحی نشد که من هم دامن به خنده چینم

نامم گداخت چندان از انفعال شهرت

کز فلس ماهیان برد نقش دگر نگینم

گویند از میانش جز در کمان نشان نیست

من هم درین توهم همسایهٔ یقینم

چون موج از محبت هر چند آب‌گشتم

نگذاشت آتش آخر دنبال انگینم

در صلحنامهٔ هوش ثبت است بی‌دماغی

رحمی است کز خط جام بندد کمر نگینم

الفاظ بی معانی بر فطرتم ستم کرد

دست چنار تا کی بندد حنای زینم

خودداری‌ام دل افشرد کو صنعت جنونی

کز چاک یک گریبان صد دامن آفرینم

آخر به سجده تازی از من‌ که می‌برد پیش

بگذار یک دو روزی میدان‌کشد جبینم

سامان سر بلندی یمنی نداشت بیدل

چون شمع آخر کار زد گریه بر زمینم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۲۹۵تا چند ز غفلت طرب اندیش نشینم
  2. غزل شمارهٔ ۲۲۹۶کر شدم تا چند شور حق و باطل بشنوم
  3. غزل شمارهٔ ۲۲۹۷از انفعال عشرت موهوم آگهم
  4. غزل شمارهٔ ۲۲۹۸پرواز بی نشانی دارد دماغ جاهم
  5. غزل شمارهٔ ۲۲۹۹به هر طرف‌ که هوای سفر شکست‌ کلاهم
  6. غزل شمارهٔ ۲۳۰۰چون خامه از ضعیفی افلاک دستگاهم
  7. غزل شمارهٔ ۲۳۰۱صید کمند شوقی‌ست از مهر تا به ما هم
  8. غزل شمارهٔ ۲۳۰۲کباب عافیتم بیدماغ افسر جاهم
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.