پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۲۸۵

بس که در شغل ندامت روز و شب جان می‌کنم

گر نگین پیدا کنم نقشش به دندان می‌کنم

درطلب چون ریشه نتوان شد حریف منع من

پیش راهم ‌کوه اگر باشد به مژگان می کنم

سعی دانش برنمی‌آید به مویی از خمیر

مست اگر باشم به ناخن روی سندان می‌کنم

پیش همت رشتهٔ آمال پشمی بیش نیست

مژده ای رندان‌که ریش زاهد آسان می‌کنم

با همه طفلی درین‌ گلشن ‌که وحشت رنگ و بوست

قدر دان اتفاقم بال مرغان می‌کنم

سیبی از باغ خیال آن زنخدان کنده‌ام

تا ابد لب می‌گزم از شرم و دندان می‌کنم

یوسف مقصد ندارد هیچ جاگرد سراغ

بعد ازین چون شمع چاهی در گریبان می‌کنم

تا کجا هموار گردد گرد آثار نفس

عمرها شد خشت ازین بنیاد ویران می‌کنم

از بهار مدعایم هیچکس آگاه نیست

گل کجا و غنچه کو، دل زین گلستان می‌کنم

بیدل از قحط قناعت فکر آب رو کراست

نیم جانی دارم و در حسرت نان می‌کنم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۲۸۷دل را به مستی از من و ما ساده می‌کنم
  2. غزل شمارهٔ ۲۲۸۸دعوت تنزیه حسن بی‌مثالی می‌کنم
  3. غزل شمارهٔ ۲۲۸۹صفحهٔ هستی شرر تاراج آهی می‌کنم
  4. غزل شمارهٔ ۲۲۹۰باز بیتابانه ایجاد نوایی می‌کنم
  5. غزل شمارهٔ ۲۲۹۱عمرها شد از ادب موج گهر در دامنم
  6. غزل شمارهٔ ۲۲۹۲ادب سرشتهٔ عجزم مپرس از آیینم
  7. غزل شمارهٔ ۲۲۹۳بی دستگاهیی بود چون شمع در کمینم
  8. غزل شمارهٔ ۲۲۹۴ز نور عالم امکان گر انتخاب گزینم
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.