پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۲۸۲

شمع‌سان چشمی ‌کز اشکِ آتشین تر می‌کنم

گردن مینا به دستم مِی به ساغر می‌کنم

شعله‌ها را سِیر خاکستر عروجی دیگر است

جمله پروازم اگر سر در تهِ پر می‌کنم

گر بخوانم قصهٔ عیشِ تهی از خود شدن

عالمی را بهر این ‌کشتی قلندر می‌کنم

دستگاه قطع امید دو عالم سرکشی‌ است

چون دم شمشیر پهلویی که لاغر می‌کنم

مرگ می‌خندد به فهم غافل من تا ابد

بی تو گر یک لحظه خود را زنده باور می‌کنم

گر همه تنهایی اقبال است ننگ اختری‌ است

گریه بر حال یتیمی‌های ‌گوهر می‌کنم

صدنیستان نالهٔ بیمار دارد در بغل

آن نمی ‌کز بوریایش فکر بستر می‌کنم

پُر تبهکارم مپرس از معبد توفیق من

بیشتر غسل از فشار دامن تر می‌کنم

چون خط پرگار می‌باید زمینگیرم‌ گذشت

زیر پا می‌آیدم سر گر رهی سر می‌کنم

چشم یعقوبم ‌که در راه نسیم پیرهن

بوی گل پرورده بادامی مُقَشّر می‌کنم

دامن مقصود صبحم پُر بلند افتاده است

دست بر خود می‌فشانم ‌گرد دیگر می‌کنم

هیچکس بیدل رهین منت راحت مباد

کوه می‌گردد همه ‌گر سایه بر سر می‌کنم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۲۸۴چون شرار کاغذ امشب عیش خرمن می‌کنم
  2. غزل شمارهٔ ۲۲۸۵بس که در شغل ندامت روز و شب جان می‌کنم
  3. غزل شمارهٔ ۲۲۸۶زندگی را از قد خم عبرت آگه می‌کنم
  4. غزل شمارهٔ ۲۲۸۷دل را به مستی از من و ما ساده می‌کنم
  5. غزل شمارهٔ ۲۲۸۸دعوت تنزیه حسن بی‌مثالی می‌کنم
  6. غزل شمارهٔ ۲۲۸۹صفحهٔ هستی شرر تاراج آهی می‌کنم
  7. غزل شمارهٔ ۲۲۹۰باز بیتابانه ایجاد نوایی می‌کنم
  8. غزل شمارهٔ ۲۲۹۱عمرها شد از ادب موج گهر در دامنم
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.