پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۲۷۸

زان پری چون شیشه تا کی شکوه‌ای خالی‌ کنم

می‌رود دامانش از کف‌ گر دلی خالی ‌کنم

جنس حیرت گرم دارد روز بازار جمال

کاش من هم یک نگه آیینه دلالی ‌کنم

خاک من دارد سحر در جیب و خاری می‌کشد

همتی ‌کو کاین بنای پست را عالی ‌کنم

دست ز اسباب جهان برداشتم اما چه سود

دل اگر بردارم از خود بار حمالی کنم

کثرت آثار در ترک تماشا وحدت است

چشم پوشم آنچه تفصیلی‌ست اجمالی‌کنم

آبروی شمع آخر ریخت اشک بی‌اثر

آرزوی مرده را تا چند غسالی‌ کنم

سوختن همچون چنار آسان نمی‌آید به دست

نوبر این رنگ‌ شاید در کهنسالی کنم

آتش افتد در بنای ‌فقر و من از سوز دل

گر هوس را آبیار گلشن قالی ‌کنم

نا امید طاقت پرواز تا کی زیستن

ناله بیکارست وقف بی پر و بالی‌کنم

بر نیامد نه سپهر از چاره ی مخمور من

شیشهٔ دیگر تو هم پر ساز تا خالی‌ کنم

عاجزی بیدل ندارد چاره از خفّت کشی

نقش پایم تاکجا تدبیر پا مالی‌ کنم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۲۸۰بعد ازین در گوشهٔ دل چون نفس جا می‌کنم
  2. غزل شمارهٔ ۲۲۸۱گاهی به ناله‌ گه به تپش ‌گرد می‌کنم
  3. غزل شمارهٔ ۲۲۸۲شمع‌سان چشمی ‌کز اشکِ آتشین تر می‌کنم
  4. غزل شمارهٔ ۲۲۸۳چیزی از خود هر قدم زیر قدم‌ گم می‌کنم
  5. غزل شمارهٔ ۲۲۸۴چون شرار کاغذ امشب عیش خرمن می‌کنم
  6. غزل شمارهٔ ۲۲۸۵بس که در شغل ندامت روز و شب جان می‌کنم
  7. غزل شمارهٔ ۲۲۸۶زندگی را از قد خم عبرت آگه می‌کنم
  8. غزل شمارهٔ ۲۲۸۷دل را به مستی از من و ما ساده می‌کنم
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.