پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۲۷۵

باده ندارم که به ساغرکنم

گریه ‌کنم تا مژه‌ای تر کنم

کو تب شوقی‌ که دم واپسین

آینه را آبله بستر کنم

صف شکن ناز توانایی‌ام

تیغ‌ گر از پهلوی لاغر کنم

تا نگهی در تپش آرام شمع

ناخن پا تا مژه شهپر کنم

تهمت آسودگی‌ام داغ کرد

رفع خجالت به چه جوهرکنم

کاش درین عرصه به رنگ شرار

از نفس سوخته سر برکنم

در همه‌کارم اگر این است جهد

خاکبه سر از همه بهترکنم

نیست کسی دادرس هیچکس

رعد نی‌ام‌ گوش‌ که را کر کنم

تر شود از شرم لب تشنه‌ام

خشکی اگر تهمت ساغر کنم

عزتم این بس ‌که چو موج ‌گهر

پای به دامن‌ کشم و سر کنم

حسرت دیدار نیاید به شرح

تا به‌کجا آینه دفترکنم

بیدل از آن جلوه نشان می‌دهد

قلزمی از قطره چه باورکنم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۲۷۷بعد ازین از صحبت این دیو مردم رم کنم
  2. غزل شمارهٔ ۲۲۷۸زان پری چون شیشه تا کی شکوه‌ای خالی‌ کنم
  3. غزل شمارهٔ ۲۲۷۹ای طرب وجدی که باز آغوش گل وامی‌کنم
  4. غزل شمارهٔ ۲۲۸۰بعد ازین در گوشهٔ دل چون نفس جا می‌کنم
  5. غزل شمارهٔ ۲۲۸۱گاهی به ناله‌ گه به تپش ‌گرد می‌کنم
  6. غزل شمارهٔ ۲۲۸۲شمع‌سان چشمی ‌کز اشکِ آتشین تر می‌کنم
  7. غزل شمارهٔ ۲۲۸۳چیزی از خود هر قدم زیر قدم‌ گم می‌کنم
  8. غزل شمارهٔ ۲۲۸۴چون شرار کاغذ امشب عیش خرمن می‌کنم
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.