پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۲۵۷

در تجرد تهمتی دیگر ندوزی بر تنم

غیر من تاری ندارد چون نگه پیراهنم

رفت آن فرصت‌که ساز شوق گرم آهنگ بود

چون سپند از سرمه‌گیر اکنون سراغ شیونم

حیرتی‌ گل‌کن‌ گر از تمثال او خواهی نشان

یعنی از آیینه ممکن نیست بیرون دیدنم

با که‌ گویم ور بگوبم‌ کیست تا باورکند

آن پری‌روبی‌که من دیوانهٔ اوبم منم

چون حبابم پردهٔهستی فریبی بیش نیست

بحر عریانست اگر بیرون‌کنی پیراهنم

قید الفتگاه دل را چاره نتوان یافتن

عمرها شد چون نفس در آشیان پر می‌زنم

در سراغم ای نسیم جستجو زحمت مکش

رفته‌ام چندانکه نتوانی به یاد آوردنم

بسکه سر تا پای من وحشت کمین بیخودیست

نیست بی آواز پای دل شکست دامنم

سوی بیرنگی نفس هردم پیامم می برد

می‌رسد گردم به منزل پیشتر از رفتنم

بیدل از بس مانده‌ام چون کوه زیر بار درد

ناله جای‌ گرد می‌گردد بلند از دامنم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۲۵۹شرار کاغذ فرصت کمینم
  2. غزل شمارهٔ ۲۲۶۰برون دل نتوان یافت‌ گرد جولانم
  3. غزل شمارهٔ ۲۲۶۱به سودای بهار جلوه‌ات عمریست‌گریانم
  4. غزل شمارهٔ ۲۲۶۲به نقش سخت رویی‌های مردم بس‌که حیرانم
  5. غزل شمارهٔ ۲۲۶۳ز صد ابرام بیش است انفعال چشم حیرانم
  6. غزل شمارهٔ ۲۲۶۴نی قابل سودم نه سزاوار زیانم
  7. غزل شمارهٔ ۲۲۶۵هر چند درین مرحله بی تاب و توانم
  8. غزل شمارهٔ ۲۲۶۶باز دل مست نوایی‌ست که من می‌دانم
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.