پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۲۶۴

نی قابل سودم نه سزاوار زیانم

چون صبح غباری به هوا چیده دکانم

عمری‌ست چو گردون به‌ کمند خم تسلیم

زه در بن گوش که کشیده است کمانم

غیر از دل سنگین تو در دامن این‌کوه

یک سنگ ندیدم که ننالد ز فغانم

هستی نه متاعی‌ست‌ که ارزد به تکلف

دل می‌کشد این بار و من از شرم ‌گرانم

موج‌گهر از دوری دریا به‌که نالد

فریاد که در کام شکستند زبانم

چون رنگ فسردن اگرم دست نگیرد

بالی که ندارم به چه آهنگ فشانم

چون پیر شدم رستم از آفات تعین

در قد دوتا بود نهان خط امانم

مستان بخروشیدکه من نیز به تکلیف

پیغام دماغی به شنیدن برسانم

حرفم همه زان نرگس میخانه پیام است

گر حوصله‌ای هست ببوسید دهانم

نامنفعلی منفعل زندگی‌ام کرد

چندان نشدم آب که گردی بنشانم

بیدل نکند موج گهر شوخی جولان

در سکته شکسته‌ست قدم شعر روانم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۲۶۶باز دل مست نوایی‌ست که من می‌دانم
  2. غزل شمارهٔ ۲۲۶۷دلیل کاروان اشکم آه سرد رامانم
  3. غزل شمارهٔ ۲۲۶۸نه فکر غنچه نی اندیشهٔ ‌گل می‌کند شبنم
  4. غزل شمارهٔ ۲۲۶۹اگردریا نگیرد خرده بر بیش و کم شبنم
  5. غزل شمارهٔ ۲۲۷۰دل را به یاد روی کسی یاد می‌کنم
  6. غزل شمارهٔ ۲۲۷۱آمدم طرح بهار تازه‌ای انشا کنم
  7. غزل شمارهٔ ۲۲۷۲وحشتی‌ کو تا وداع اینهمه غوغا کنم
  8. غزل شمارهٔ ۲۲۷۳چون سپند اظهار مطلب ازکجا پیداکنم
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.