پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۲۵۹

شرار کاغذ فرصت کمینم

چراغان نگاه واپسینم

ز خط سرنوشتم می‌توان خواند

گریبان چاکی لوح جبینم

غم درد دلم‌، آه حزینم

نبودم‌، نیستم‌، گر هستم اینم

به مستی از عدم واکرده‌ام چشم

چه خواهم دید اگر او را نبینم

نوای عجز اگر فهمیده باشی

به چندین صور می‌خندد طنینم

چه تلخ افتاد آب‌ گوهر من

که نتواند فرو بردن زمینم

حلاوت می‌مکد چون شمع انگشت

به قدر خودگداز آبگینم

چو نقش پا و من جولان حرف است

ز کوتاهی به دامن نیست چینم

ز نیرنگ تک و تازم مپرسید

سوار حیرتی آیینه زینم

غبارم را امید دامنی نیست

ندانم بر سر خود کی نشینم

چو شمع از نارسایی‌های اقبال

به پا افتاد دست از آستینم

د‌کان جنس نامم تخته اولی‌ست

نگین بندید بر نقش نگینم

اگر بیدل به فردوسم نشانند

همان آلودهٔ دنیاست دینم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۲۶۱به سودای بهار جلوه‌ات عمریست‌گریانم
  2. غزل شمارهٔ ۲۲۶۲به نقش سخت رویی‌های مردم بس‌که حیرانم
  3. غزل شمارهٔ ۲۲۶۳ز صد ابرام بیش است انفعال چشم حیرانم
  4. غزل شمارهٔ ۲۲۶۴نی قابل سودم نه سزاوار زیانم
  5. غزل شمارهٔ ۲۲۶۵هر چند درین مرحله بی تاب و توانم
  6. غزل شمارهٔ ۲۲۶۶باز دل مست نوایی‌ست که من می‌دانم
  7. غزل شمارهٔ ۲۲۶۷دلیل کاروان اشکم آه سرد رامانم
  8. غزل شمارهٔ ۲۲۶۸نه فکر غنچه نی اندیشهٔ ‌گل می‌کند شبنم
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.