پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۲۵۴

از عزت و خواری نه امید است نه بیمم

من‌گوهر غلتان خودم اشک یتیمم

دل نیست بساطی که فضولی رسد آنجا

طور ادبم سرمهٔ آوازکلیمم

هرچند سر و برک متاع دگرم نیست

زین گرد نفس قافلهٔ ملک عظیمم

از نعمت بی‌خواست به کفران نتوان زد

محتاج نی‌ام لیک‌کریم است‌کریمم

از سایهٔ گم گشته مجویید سیاهی

شستندبه سر چشمهٔ‌خورشید گلیمم

بالیدن من تا ندرد جامهٔ آفاق

باریکتر از ریشهٔ تحقیق جسیمم

چشمی نگشودم‌که به زخمی نتپیدم

عمریست چو عبرت به همین کوچه مقیمم

با تیغ طرف گشته‌ام از دست سلامت

چون شمع به هر جا سر خویش است غنیمم

بی‌درد سری نیست سحر نیز درین باغ

صندل به جبین می‌وزد از دور نسیمم

چون خوشهٔ‌گندم‌چه‌دهم‌عرض تبسم

از خاک پیام‌آور دلهای دو نیمم

بیدل نی‌ام امروز خجالت‌کش هستی

چون چرخ سر افکندهٔ ادوار قدیمم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۲۵۶تا کی ستم‌ کند سر بی‌مغز بر تنم
  2. غزل شمارهٔ ۲۲۵۷در تجرد تهمتی دیگر ندوزی بر تنم
  3. غزل شمارهٔ ۲۲۵۸دیده‌ای داری چه می‌پرسی ز جیب و دامنم
  4. غزل شمارهٔ ۲۲۵۹شرار کاغذ فرصت کمینم
  5. غزل شمارهٔ ۲۲۶۰برون دل نتوان یافت‌ گرد جولانم
  6. غزل شمارهٔ ۲۲۶۱به سودای بهار جلوه‌ات عمریست‌گریانم
  7. غزل شمارهٔ ۲۲۶۲به نقش سخت رویی‌های مردم بس‌که حیرانم
  8. غزل شمارهٔ ۲۲۶۳ز صد ابرام بیش است انفعال چشم حیرانم
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.