پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۱۷۶

نی سر تعمیر دل دارم نه تن می‌پرورم

مشت خاکی را به ذوق خون شدن می‌پرورم

با نگاه دیدهٔ قربانیانم توأمی است

بی‌نفس عمری‌ست خود را درکفن می‌پرورم

صبر دارم تا کجا آتش به فریادم رسد

تخم نومیدی سپندم سوختن می‌پرورم

سایه وار آسودگیهایم همان آوارگی‌ست

تیره روزم شام غربت در وطن می‌پرورم

پیرم و شرمم نمی‌آید ز افسون امل

عبرتی در سایهٔ نخل‌کهن می‌پرورم

بسته‌ام دل را به یاد چین‌ گیسوی‌ کسی

در دماغ نافه‌ای فکر ختن می‌پرورم

اختیار گوشهٔ خاموشیم بیهوده نیست

قدردان معنی‌ام ربط سخن می‌پرورم

بی‌تماشایی نمی‌باشد تعلق زار جسم

در قفس زین مشت پرگل در چمن می‌پرورم

اشک مجنون آبیار انتظار عبرتی‌ست

می‌دمد لیلی نهالی را که من می‌پرورم

بیدل این رنگی ‌که عریانی ز سازش‌ کم نبود

در قیاس ناز آن‌ گل پیرهن می‌پرورم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۱۷۸چه نیرنگست یارب در تماشاگاه تسخیرم
  2. غزل شمارهٔ ۲۱۷۹ز بس ضعیف مزاج جهان تدبیرم
  3. غزل شمارهٔ ۲۱۸۰نمی‌باشد تهی یک پرده از آهنگ تسخیرم
  4. غزل شمارهٔ ۲۱۸۱چه دولت است که من نامت از ادب گیرم
  5. غزل شمارهٔ ۲۱۸۲ز سودای چشم تو تا کام ‌گیرم
  6. غزل شمارهٔ ۲۱۸۳چو ماه نو به چندین حسرت از خود کام می‌گیرم
  7. غزل شمارهٔ ۲۱۸۴سراغ عیش ز عمر نمانده می‌گیرم
  8. غزل شمارهٔ ۲۱۸۵اگر ساقی ز موجِ باده بندد رشتهٔ سازم
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.