پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۱۸۴

سراغ عیش ز عمر نمانده می‌گیرم

اثر ز آتش در آب رانده می‌گیرم

رمید فرصت و من غرهٔ خیال‌ که من

سوار توسن برق جهانده می‌گیرم

سحر گذشت و شب آمد بیا که باز چو شمع

رهی ز یاس به پایان رسانده می‌گیرم

به وادیی که‌ کشد حرص تشنه‌کام زبان

عرق ز جبههٔ خجلت دمانده می‌گیرم

هلاک بوی لبی بودم انتظارم‌ گفت‌:

غمین مشو به‌کنارش نشانده می‌گیرم

مرا همین سبق از مکتب ادب ‌کافی‌ست

که نام یار به لب نگذرانده می‌گیرم

زناله تا نفس واپسین یقینم نیست

که دامن‌که به دست فشانده می‌گیرم

به ضبط عمر سبکرو شتابم اینهمه نیست

عنان دو روز دگر هم دوانده می‌گیرم

گذشته‌ام به رکاب‌گذشتگان و هنوز

سراغ خود به قفا بازمانده می‌گیرم

سواد نامه چو صبحم نهان نمی‌ماند

نفس دو سطر هوایی‌ست خوانده می‌گیرم

چو شمع بیدل اگر صد رهم شهیدکنند

دیت زگردن شمشیر رانده می‌گیرم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۱۸۶حیرت دمد از شوخی گل کردن رازم
  2. غزل شمارهٔ ۲۱۸۷ز بال نارسا بر خویش پیچیده است پروازم
  3. غزل شمارهٔ ۲۱۸۸ز فیض‌ ناتوانی مصرعی در خلق ممتازم
  4. غزل شمارهٔ ۲۱۸۹به حیرت خویش را بیگانهٔ ادراک می‌سازم
  5. غزل شمارهٔ ۲۱۹۰به ذوق جستجویت جیب هستی چاک می‌سازم
  6. غزل شمارهٔ ۲۱۹۱نفس را بعد ازین در سوختن افسانه می‌سازم
  7. غزل شمارهٔ ۲۱۹۲چو سرو از ناز بر جوی حیا بالیدنت نازم
  8. غزل شمارهٔ ۲۱۹۳زرنگ ناز چون گل بزم عشرت چیدنت نازم
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.