پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۱۸۱

چه دولت است که من نامت از ادب گیرم

ز شرم دست تهی دامنی به لب‌گیرم

به عشق اگر همه تن غوطه‌ام دهند به قیر

چوداغ لاله سحرها به طوف شبگیرم

به این زبان که چو شمعم دماغ می‌سوزد

خموش‌ا اگر نشوم انجمن به تب‌گیرم

خمار اگر نشود ننگ مجلس آرایی

به مستی حلب شیشه‌گر حلب‌گیرم

غم وراثت آدم نخورده‌ام چندان

که راه خلد به امید این نسب‌ گیرم

ندارم این همه رغبت به لذت دنیا

که ننگ آتشک از بوی این جلب گیرم

چو موی چینی از اقبال من چه می‌پرسی

عنان به شام شکسته‌ست سعی شبگیرم

خوشست چشم بپوشم ز نقش‌کار جهان

هزار نسخه به این نقطه منتخب‌گیرم

ز طرف مشرب مستان خجل شوم بیدل

دمی‌که هفت فلک برگی از عنب‌گیرم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۱۸۳چو ماه نو به چندین حسرت از خود کام می‌گیرم
  2. غزل شمارهٔ ۲۱۸۴سراغ عیش ز عمر نمانده می‌گیرم
  3. غزل شمارهٔ ۲۱۸۵اگر ساقی ز موجِ باده بندد رشتهٔ سازم
  4. غزل شمارهٔ ۲۱۸۶حیرت دمد از شوخی گل کردن رازم
  5. غزل شمارهٔ ۲۱۸۷ز بال نارسا بر خویش پیچیده است پروازم
  6. غزل شمارهٔ ۲۱۸۸ز فیض‌ ناتوانی مصرعی در خلق ممتازم
  7. غزل شمارهٔ ۲۱۸۹به حیرت خویش را بیگانهٔ ادراک می‌سازم
  8. غزل شمارهٔ ۲۱۹۰به ذوق جستجویت جیب هستی چاک می‌سازم
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.