پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۰۷۹

کف خاکم چسان مقبول جست‌وجوی او گردم

فلک در گردش آیم تا به‌ گرد کوی او گردم

دل مأیوس صیقل می‌زنم عمری‌ست حیرانم

نگشتم آینه تا قابل زانوی او گردم

جهانی را زدم آتش سراغ دل نشد پیدا

روم اکنون غبار خاطر گیسوی او گردم

محبت صنعتی دارد که تا محشر درین وادی

روم از خویش هر گه بازگردم سوی او گردم

وفا در وصل هم آسودن عاشق نمی‌خواهد

بیا تا گرد شوق قمری و کوکوی او گردم

خس معذور و ذوق الفت آتش جنون است این

به خاکستر رسم گر آشنای خوی او گردم

رمیدن در سواد صیدگاه دل نمی‌باشد

تو صحرای دگر بنما که من آهوی او گردم

چه امکانست با وضع‌ کسان‌ گردم طرف بیدل

که من چون آینه با هر که بینم روی او گردم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۰۸۱نفسی چند جدا از نظرت می‌گردم
  2. غزل شمارهٔ ۲۰۸۲نه بر صحرا نظر دارم نه در گلزار می‌گردم
  3. غزل شمارهٔ ۲۰۸۳کف خاکستری می‌جوشم ازخود پاک می‌گردم
  4. غزل شمارهٔ ۲۰۸۴بیخودی‌ کردم ز حسن بی حجارش سر زدم
  5. غزل شمارهٔ ۲۰۸۵چشم وا کردم به چندین رنگ و بو ساغر زدم
  6. غزل شمارهٔ ۲۰۸۶دوش کز سیر بهار سوختن سر بر زدم
  7. غزل شمارهٔ ۲۰۸۷رفتم از خویش و به بزم جلوه‌اش لنگر زدم
  8. غزل شمارهٔ ۲۰۸۸پر نفس می‌سوخت ما و من ز غیرت تن زدم
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.