پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۰۸۱

نفسی چند جدا از نظرت می‌گردم

باز می‌آیم و برگرد سرت می‌گردم

هستی‌ام‌ گرد خرام است چه صحرا و چه باغ

هرکجا مهر تو تابد سحرت می‌گردم

بی‌تو با عالم اسباب چه کار است مرا

موج این بحر به ذوق‌ گهرت می‌گردم

نیست معراج دگر مقصد تسلیم وفا

خاک این مرحله‌ام پی سپرت می‌گردم

نفس خون شده در خلوت دل بار نیافت

محرم رازم و بیرون درت می‌گردم

در میان هیچ نمی‌یابم ازین مجمع وهم

لیک بر هر چه بپیچم‌کمرت می‌گردم

وهم دوری چقدر سحر طراز است‌که من

همعنان تو به‌ذوق خبرت می‌گردم

وصل بیتاب پیام است چه سازم یا رب

پیش خود درهمه‌جا نامه برت می‌گردم

به نمی از عرق شرم غبارم بنشان

که من گم شده دل دربه‌درت می‌گردم

بیدل ازسعی مکن شکوه‌که یک‌گام دگر

پای خوابیدهٔ بی درد سرت می‌گردم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۰۸۳کف خاکستری می‌جوشم ازخود پاک می‌گردم
  2. غزل شمارهٔ ۲۰۸۴بیخودی‌ کردم ز حسن بی حجارش سر زدم
  3. غزل شمارهٔ ۲۰۸۵چشم وا کردم به چندین رنگ و بو ساغر زدم
  4. غزل شمارهٔ ۲۰۸۶دوش کز سیر بهار سوختن سر بر زدم
  5. غزل شمارهٔ ۲۰۸۷رفتم از خویش و به بزم جلوه‌اش لنگر زدم
  6. غزل شمارهٔ ۲۰۸۸پر نفس می‌سوخت ما و من ز غیرت تن زدم
  7. غزل شمارهٔ ۲۰۸۹امشب ان مست ناز می‌رسدم
  8. غزل شمارهٔ ۲۰۹۰نه تعین نه ناز می‌رسدم
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.