پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۰۸۴

بیخودی‌ کردم ز حسن بی حجارش سر زدم

از میان برداشتم خود را نقابی بر زدم

وحشتم اسباب امکان را به خاکستر نشاند

چون‌ گل از پرواز رنگ آتش به بال و پر زدم

سینه لبریز خراش زخم ناخن ساختم

همچو بحر آخر به موج این صفحه را مسطر زدم

غافل از معنی جهانی بر عبارت ناز داشت

من هم از نامحرمی بانگی برون در زدم

چون هلال از مستی و مخموری عیشم مپرس

از هوس خمیازه‌ای‌ گل کردم و ساغر زدم

زندگی مخموری رطل‌ گرانی می‌کشد

سنگی از لوح مزار خود کنون بر سر زدم

زین شهادتگاه کز بیتابی بسمل پر است

عافیت می‌خواست غفلت بر دم خنجر زدم

شور این افسانه سازان درد سر بسیار داشت

با تغافل ساختم حرفی به‌ گوش کر زدم

اعتبار هستی‌ام این بس که در چشم تمیز

خیمه‌ای چون سایه از نقش قدم برتر زدم

پن تماشاخانهٔ حیرت رهایی مشکلست

چون مژه بیدل عبث دامان وحشت برزدم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۰۸۶دوش کز سیر بهار سوختن سر بر زدم
  2. غزل شمارهٔ ۲۰۸۷رفتم از خویش و به بزم جلوه‌اش لنگر زدم
  3. غزل شمارهٔ ۲۰۸۸پر نفس می‌سوخت ما و من ز غیرت تن زدم
  4. غزل شمارهٔ ۲۰۸۹امشب ان مست ناز می‌رسدم
  5. غزل شمارهٔ ۲۰۹۰نه تعین نه ناز می‌رسدم
  6. غزل شمارهٔ ۲۰۹۱آرزویی در گره بستم دُری یکتا شدم
  7. غزل شمارهٔ ۲۰۹۲بالی از آزادی افشاندم قفس پیما شدم
  8. غزل شمارهٔ ۲۰۹۳چون حباب آن دم که سیر آهنگ این دریا شدم
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.