پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۰۷۳

گر چراغ ازنفس سوخته بر می‌کردم

شب هنگامهٔ تشویش سحر می‌کردم

آرزو در غم نامحرمی فرصت سوخت

کاشکی سیرگریبان شرر می‌کردم

گرد اوهام رهایی نشکستم هیهات

تا قفس را نفسی بالش پر می‌کردم

یاد آن دولت بیدارکه در خواب عدم

چشم‌نگشوده بر آن‌جلوه نظر می‌کردم

زان تبسم‌که حیا زیر لبش پنهان داشت

چه شناهاکه نه در موج‌گهر می‌کردم

آه بیدردی فرصت نپسندید از من

آن قدر جهد که خونی به جگر می‌کردم

فطرت از جوهر تنزیه‌که در طبع من است

آب می‌شد اگر اظهار هنر می‌کردم

این بنایی‌که جهان خمزدهٔ پستی اوست

نردبان داشت اگر زبر و زبر می‌کردم

امشبم نالهٔ دل اشک فشان پر می‌زد

چقدر حل معمای شرر می‌کردم

قدم سعی به جایی نرساندم بیدل

کاش چشمی به نمی آبله تر می‌کردم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۰۷۵خوشا ذوقی‌ که از دل عقده‌ای‌ گر باز می‌کردم
  2. غزل شمارهٔ ۲۰۷۶دمی چون شمع‌ گر جیب تغافل چاک می‌کردم
  3. غزل شمارهٔ ۲۰۷۷شب‌ که در حسرت دیدار کمین می‌کردم
  4. غزل شمارهٔ ۲۰۷۸گر لبی را به هوس ناله‌کمین می‌کردم
  5. غزل شمارهٔ ۲۰۷۹کف خاکم چسان مقبول جست‌وجوی او گردم
  6. غزل شمارهٔ ۲۰۸۰چو شمع از انفعال آگهی بیتاب می‌گردم
  7. غزل شمارهٔ ۲۰۸۱نفسی چند جدا از نظرت می‌گردم
  8. غزل شمارهٔ ۲۰۸۲نه بر صحرا نظر دارم نه در گلزار می‌گردم
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.