پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۰۶۲

چون شمع روزگاری با شعله سازکردم

تا در طلسم هستی سیر گداز کردم

قانع به یأس گشتم از مشق‌ کج ‌کلاهی

یعنی شکست دل را ابروی ناز کردم

صبح جنون نزارم شوقی به هیچ شادم

گردی به باد دادم افشای راز کردم

رقص سپند یارب زین بیشتر چه دارد

دل بر در تپش زد من ناله سازکردم

ممنون سعی خویشم ‌کز عجز نارسایی

کار نکردهٔ دی امروز باز کردم

رفع غبار هستی چشمی بهم زدن داشت

من از فسانه شب را بر خود دراز کردم

در دشت بی‌نشانی شبنم نشان صبحست

عشقت ز من اثر خواست اشکی نیاز کردم

اسباب بی‌نیازی در رهن ترک دنیاست

کسبی دگر چه لازم گر احتراز کردم

مینای من زعبرت درسنگ خون شد آخر

تا می به خاطر آمد یاد گداز کردم

جز یک تپش سپندم چیزی نداشت بیدل

آتش زدم به هستی کاین عقده باز کردم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۰۶۴ز علم و عمل نکته‌ها گوش‌ کردم
  2. غزل شمارهٔ ۲۰۶۵چو شبنم تا نقاب اعتبار خویش شق‌ کردم
  3. غزل شمارهٔ ۲۰۶۶ز تحقیق نقوش لوح امکان رفع شک کردم
  4. غزل شمارهٔ ۲۰۶۷مژه خواباندم و دل را به جمعیت علم کردم
  5. غزل شمارهٔ ۲۰۶۸وداع دورگرد عرضهٔ آرام رم کردم
  6. غزل شمارهٔ ۲۰۶۹گذشت عمر و شکست دل آشکار نکردم
  7. غزل شمارهٔ ۲۰۷۰خود را به عیش امکان پر متهم نکردم
  8. غزل شمارهٔ ۲۰۷۱گهی بر صبح پیچیدم‌ گهی با گل جنون‌ کردم
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.