پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۰۶۱

من خاکسار گردن ز کجا بلند کردم

سر آبله‌ دماغی ته پا بلند کردم

در و بام اوج عزت چقدر شکست پستی

که غبار هرزه تاز من و ما بلند کردم

ز فسونگه تعین نفسی ز وهم‌ گل‌ کرد

چو سحر دماغ اقبال به هوا بلند کردم

ز کجا نوای هستی در انفعال وا کرد

که هزار دست حاجت چو گدا بلند کردم

صف غیرت خموشی علمی نداشت در کار

به چه سنگ خورد مینا که صدا بلند کردم

طلب‌ گدا طبیعت نشناخت قدر عزت

خم پایهٔ اجابت به دعا بلند کردم

ره وهم زیر پا بود تک وهم دور فهمید

که به رنگ شمع‌ گردن همه جا بلند کردم

سر و کار خودسری ها ادب امتحانیی داشت

عرق نگون‌کلاهی ز حیا بلند کردم

سحری نظر گشودم به‌ خیال سرو نازی

ز فلک گذشت دوشم مژه تا بلند کردم

به هزار ناز گل‌ کرد چمن نیاز بیدل

که سر ادب به پایش چو حنا بلند کردم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۰۶۳شب چشم امتیازی بر خویش باز کردم
  2. غزل شمارهٔ ۲۰۶۴ز علم و عمل نکته‌ها گوش‌ کردم
  3. غزل شمارهٔ ۲۰۶۵چو شبنم تا نقاب اعتبار خویش شق‌ کردم
  4. غزل شمارهٔ ۲۰۶۶ز تحقیق نقوش لوح امکان رفع شک کردم
  5. غزل شمارهٔ ۲۰۶۷مژه خواباندم و دل را به جمعیت علم کردم
  6. غزل شمارهٔ ۲۰۶۸وداع دورگرد عرضهٔ آرام رم کردم
  7. غزل شمارهٔ ۲۰۶۹گذشت عمر و شکست دل آشکار نکردم
  8. غزل شمارهٔ ۲۰۷۰خود را به عیش امکان پر متهم نکردم
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.