پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۰۶۵

چو شبنم تا نقاب اعتبار خویش شق‌ کردم

ز شرم زندگی‌گفتم‌کفن پوشم‌، عرق‌کردم

کف پا می‌شدم ای کاش از بی‌ اعتباریها

جبین‌گردیدم و صد رنگ خجلت در طبق‌کردم

چو صبحم یک تأمل درس جمعیت نشد حاصل

به سطری کز نفس خواندم ز خود رفتن سبق کردم

به حیرت صنعت آیینه را بردم به کار آخر

پریشان بود اجزای تماشا یک ورق کردم

مپرسید از قناعت مشربیهای حیات من

به ساغر آبرویی داشتم سد رمق کردم

به هر جا فکر مستی نیست مخموری نمی‌باشد

هوسهای غذا بود این که خود را مستحق کردم

شبی آمد به یادم گرمی انداز آغوشی

چنان از خود برون رفتم که پندارم عرق کردم

زبان اصطلاح رمز توحیدم که می‌فهمد

که من هرگاه گشتم غافل از خود یاد حق کردم

نفس از دقت فکرم هجوم شعله شد بیدل

نشستم آنقدر در خون که صبحی را شفق کردم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۰۶۷مژه خواباندم و دل را به جمعیت علم کردم
  2. غزل شمارهٔ ۲۰۶۸وداع دورگرد عرضهٔ آرام رم کردم
  3. غزل شمارهٔ ۲۰۶۹گذشت عمر و شکست دل آشکار نکردم
  4. غزل شمارهٔ ۲۰۷۰خود را به عیش امکان پر متهم نکردم
  5. غزل شمارهٔ ۲۰۷۱گهی بر صبح پیچیدم‌ گهی با گل جنون‌ کردم
  6. غزل شمارهٔ ۲۰۷۲از هر طلبی پیش ندامت‌گله‌کردم
  7. غزل شمارهٔ ۲۰۷۳گر چراغ ازنفس سوخته بر می‌کردم
  8. غزل شمارهٔ ۲۰۷۴تو می‌رفتی و من شور قیامت ساز می‌کردم
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.