پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۰۴۳

ز خورشید جمالش تا عرق سازد عیان انجم

به‌گردون می‌شود در دیدهٔ حیرت نهان انجم

سر زلفش ز دستم رفت اشکم ریخت از مژگان

که چون شب بگذرد ریزد ز چشم آسمان انجم

اسیر حلقهٔ بیتابی شوق‌که می‌باشد

که همچون اشک می‌ریزد ز چشم آسمان انجم

مگر با نسبت آن گوهر دندان مقابل شد

که می‌گیرد مدام از کهکشان خس در دهان انجم

به امیدی‌که مهر طلعتش‌کی جلوه فرماید

چو بیدل منتظر هر شب به چشم خونفشان انجم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۰۴۵شب بزم خیالی به دل سوخته چیدم
  2. غزل شمارهٔ ۲۰۴۶نیست در میدان عبرت باکی از نیک و بدم
  3. غزل شمارهٔ ۲۰۴۷ازین حسرت قفس روزی دو مپسندید آزادم
  4. غزل شمارهٔ ۲۰۴۸چشمش افکنده طرح بیدادم
  5. غزل شمارهٔ ۲۰۴۹قیامت می‌کند حسرت مپرس از طبع نا شادم
  6. غزل شمارهٔ ۲۰۵۰ای دلت حسرت‌ کمین انتخاب صبحدم
  7. غزل شمارهٔ ۲۰۵۱می‌رسد گویند باز آن آفتاب صبحدم
  8. غزل شمارهٔ ۲۰۵۲دلبر شد و من پا به دلِ سخت فشردم
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.