پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۰۴۵

شب بزم خیالی به دل سوخته چیدم

تصویر تو گل ‌کرد ز آهی که ‌کشیدم

تا هیچکسم منتظر وصل نداند

گشتم عرق و در سر راه تو چکیدم

عجزم چقدر پایهٔ اقبال رسا داشت

جایی نخمیدم که به پایی نرسیدم

گل ‌کردن ازین باغ‌، جنون هوس ‌کیست

پرواز غبارم سحری داشت دمیدم

در تخم ‌، محالست ‌کند ریشه فضولی

پایم به در افتاد ز دامن که دویدم

نیرنگ دل‌ از صورت من شبهه تراشید

رفتم‌ که‌ کنم رفع دوبی آینه دیدم

آخر الم زندگی‌ام تیر برآورد

برداشت نفس آن همه زحمت‌که خمیدم

تا خون من از خواب به صد حشر نخیزد

در سایهٔ مژگان تو کردند شهیدم

هستی چمنی داشت ز آرایش عبرت

چون شمع‌ گلی چند به نوک مژه چیدم

حیرت قفس خانهٔ چشمم‌، چه توان ‌کرد

هرگه بهم آرم مژه قفل است‌کلیدم

بیدل چقدر سرمه نوا بود ندامت

کز سودن دست تو صدایی نشنیدم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۰۴۷ازین حسرت قفس روزی دو مپسندید آزادم
  2. غزل شمارهٔ ۲۰۴۸چشمش افکنده طرح بیدادم
  3. غزل شمارهٔ ۲۰۴۹قیامت می‌کند حسرت مپرس از طبع نا شادم
  4. غزل شمارهٔ ۲۰۵۰ای دلت حسرت‌ کمین انتخاب صبحدم
  5. غزل شمارهٔ ۲۰۵۱می‌رسد گویند باز آن آفتاب صبحدم
  6. غزل شمارهٔ ۲۰۵۲دلبر شد و من پا به دلِ سخت فشردم
  7. غزل شمارهٔ ۲۰۵۳ز دست عافیت داغم سپند یأس پروردم
  8. غزل شمارهٔ ۲۰۵۴نگه واری بس است از جیب عبرت سر برآوردم
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.